عزيز دولت آبادى
543
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
عدل تبريزى ميرزا رضا عدل امينى پسر ميرزا مهدى امين التجار در تاريخ 1285 شمسى در تبريز متولد شده است او پس از فوت پدر به مراغه كوچ كرد و از حوزهء درس حاج ميرزا عبد الجبار ايروانى استفاده كرد و پس از ده سال به زادگاهش مراجعت كرد . در سنهء 1314 وفات يافت و در گورستان سيلاب معروف به باغ صفا به خاك سپرده شد وى پنج دفتر از خود به يادگار گذاشته كه مشحونست به انواع پند و حكمت و موعظه و مغازله و مدح و قدح و جد و هزل شرحى به الفيهء حجت الاسلام نيّر و شروح و تعليقات متعددى بر قصيده و قطعات اساتيد خلف نوشته است . عدل امينى اشعار خود را نمىپسنديد و مايل به نشر آنها نبود . عبد الوهاب گيلانى متخلص به حديدى در سوكنامهيى گويد : رضاى عدل امين آن سلالهء حيدر * كه داد و عدل و ورع كرديش به جان تمكين اديب و بارع و كامل ، لبيب و نيكنهاد * كه در جهان نبدش كار جز حمايت دين ز مرگ او شده از ديدهها روان يم خون * ز ماتمش همه روشندلان به سوك و غمين ( داستان دوستان 109 - 112 ) عرفان تبريزى محمد باقر واعظ تبريزى متخلص به « عرفان » از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى است . در فهرست نسخههاى خطى از تأليفات او چنين ياد شده است . 1 - معارف اليقين فى شرح الاربعين : گزارش چهل حديث است به نثر و شعرهايى از خود او . در پايان آمده : در آن دم كه مىشد تمام اين كتاب * ( شروح حديث ) آورم در حساب - 1036 آغاز : صحيحترين حديثى كه راويان . . . به طريق تواتر از رسول . . . الخ . نسخهيى از آن در كتابخانهء سپهسالار ( سابق ) به شمارهء 5281 به خط نستعليق سدهء 12 هست ( فهرست