عزيز دولت آبادى
607
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
كلبعلى تبريزى ملا كلبعلى در سدهء دهم مىزيست و شخص فاضلى بود و اشعارى به زبان فارسى و تركى مىسرود . بعد از قتل عام تبريز ، به گيلان رفت و از كم التفاتى خان احمد پادشاه « 1 » دلگير شد و مطلع ذيل را بهطور كنايه مناسب حال گفت : گيلكان نعمت گيلان به شما ارزانى * دولت دورى از اين ملك به ما ارزانى وفات وى به تاريخ 1002 در سفر عتبات عاليات اتفاق افتاد . صاحب دانشمندان آذربايجان دو جا از اين شخص نام برده در صفحهء 157 به عنوان « راغب » و در صفحهء 315 به نام كلبعلى ، همچنين در صفحهء 315 بهطور مكرر از مرد عالم و فاضلى به نام كلبعلى ياد شده است كه در عهد اكبر شاه ( 963 - 1014 ) به هندوستان سفر كرده از اوست : افسوس كه ماه رمضان آمدورفت * و آن توبه ده پير و جوان آمدورفت از بهر صلاح كار ما آمده بود * از دست فساد ما به جان آمدورفت ( مجمع الخواص ، ص 235 - دانشمندان آذربايجان ، ص 157 ، 315 - الذريعة ، ج 9 ، ص 914 ) كليمى تبريزى در سدهء دهم هجرى قمرى مىزيست به « پينهدوز اوغلى » مشهور و مرد فقير و عامى بود و به تركى و پارسى شعر مىگفت از اوست : به هر گلشن كه نخل قامتت را ياد مىكردم * در آن گلشن دل ناشاد خود را شاد مىكردم ( تحفهء سامى ، ص 366 - دانشمندان آذربايجان ، ص 315 )
--> ( 1 ) - خان احمد گيلانى فرزند سلطان حسن از سلسلهء كاركيا بوده كه از سال 760 تا 999 در گيلان حكومت داشتهاند و خان احمد در 943 به حكومت رسيد و در 975 به دست امير معصوم بيگ صفوى اسير گشت و . . . به سال 1005 ه . ق . درگذشت براى اطلاع بيشتر از ترجمهء او رجوع شود به مراجع مذكور در تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، ص 627 - 628 و فرهنگ سخنوران ، ص 30 .