عزيز دولت آبادى
596
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
همام گفته : اى عادت تو به باده جان پروردن * مى خور كه ملامتت نخواهم كردن مى چون به لبت رسد ز شرم آب شود * پس باده تو را حلال باشد خوردن در فهرست نسخ كتابخانهء ملى تهران ج 1 ، ص 126 ، نيز جنگى به شماره 12 / 131 رف معرفى شده است كه در آن اشعارى از همام تبريزى و مونا قطب الدّين عتيقى « 1 » و امام رافعى تبريزى نقل شده است . ( تاريخ گزيده ، ص 745 - روضات الجنان ، ج 1 ، ص 356 - 358 - هفت اقليم ، ص 226 - مجمع الفصحا ، ج 1 ، ص 338 - روز روشن ، ص 559 - دانشمندان آذربايجان ، ص 307 - ديوان همام ، ص 217 نزههء المجالس ص 91 ) قطران تبريزى ابو منصور قطران از سخنوران معروف سدهء پنجم هجرى قمرى و از قديمترين شاعران تبريز است كه به زبان درى شعر گفته است . وى در شادىآباد ( دو فرسخى تبريز ) تولد يافت چنان كه خود گويد : خدمت تو هم به شهر اندر كنم بر جاى غم * گرچه ايزد جان من در « شادىآباد » آفريد وفات او به سال 465 هجرى قمرى در تبريز اتفاق افتاده است . ولى برخى از محققان در صحت آن ترديد كردهاند . قطران اكثر قصايدش را در ستايش امراى تبريز و گنجه و نخجوان سروده است . اشعارش دلانگيز و پر از مضامين دلپذير و معانى نيكوست . شرح حال او را هريك از تذكرهنويسان به اختصار نوشتهاند و مفصلترين ترجمه را كسروى در مجلهء ارمغان سال دوازدهم و بديع الزمان در سخن و سخنوران نوشتهاند مرحوم حاج محمد نخجوانى در مقدمه بر ديوان وى نوشته است كه اخيرا يك جلد از منتخبات اشعار قطران كه به ظن قوى به خط انورى ابيوردى شاعر معروف است به دست آمده كه تاريخ تحرير آن 529 است و در پشت ورق اول آن چنين مسطور است : ابو منصور قطران الجيلى الآذربايجانى . . . بدينترتيب ديگر در نام و كنيت و محل او شك
--> ( 1 ) - متن به غلط قطب الدّين عشقى .