عزيز دولت آبادى

581

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

تا به بدناميم از عشق برآمد نامى * چه بلاها كه نصيب من بدنام نشد ( تحفهء سامى ، ص 315 - روز روشن ، ص 512 - 513 - دانشمندان آذربايجان ، ص 295 ) فراقى تبريزى حافظ چرگر از خنياگران و سخنوران سدهء دهم هجرى قمرى است مؤلف تحفهء سامى مىنويسد : نقشها و صوتها را طورى مىبندد و در هجو عملها دارد و از جمله براى مولانا زينى كه به غايت سياه و جسيم بود عملى بسته تاريخ وفات او را خرس سياه ( 936 ) پيدا كرده و روبرويش بسيار مىخواند . وى با وجود آواز گرفته خوانندگى هم مىكند و اعتقاد تمام به شعر خود دارد ، خاطر به زيب و زينت خود مىگمارد و خودآرا است تخلصش فراقى است اين مطلع از اوست : دم‌به‌دم مىگردم از شوق لب لعل تو مست * لعل جانبخش تو را خاصيت بسيار هست در تحفهء سامى لقب وى حافظ خوگره و در حاشيه حافظ چركين قيد شده ولى حافظ چرگر بمعنى خواننده و خنياگر صحيح است . در الذريعة ج 9 ، ص 816 از او به اشتباه تحت عنوان فراتى هم ياد شده است . ( تحفهء سامى ، ص 141 - دانشمندان آذربايجان ، ص 103 - الذريعة ، ج 9 ، ص 215 ) فرج تبريزى از شعراى تبريز و كتابدار شهزاده قاسم ميرزا بود و بعد بطريق تجارت به استانبول رفت و بسال 1268 درگذشت به زبان تركى و فرانسه آشنايى داشت اين مطلع از اوست : رخ جانانى گورمك دائما فكر و خياليمدور * سمندر تك يانار آتشده اولمق حسب حاليمدور ( قاموس الاعلام 5 / 3379 )