عزيز دولت آبادى
567
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
عنوان تبريزى چلبى ميرزا محمد رضا فرزند حاجى صالح تبريزى است . مؤلف تذكرهء لطائف الخيال او را زاده و نشو و نمايافتهء مشهد و مؤلف قصص خاقانى ( به نقل مرحوم تربيت ) مولد او را به خطا قسطنطنيه قيد كرده است . محمد طاهر نصرآبادى و محمد بن محمد عارف شيرازى و صايب تبريزى در مشهد با « عنوان » ملاقاتها نموده و هريك از او در تذكره و بياض خود اشعارى نقل كردهاند . نصرآبادى مىنويسد : « جوانى بود در كمال قبول ظاهر و باطن ، وقتى كه فقير به مشهد مقدس بودم به صحبت او رسيدم ، گويا در اواخر قرابتى به عاليجاه « ذو الفقار خان » حاكم قندهار بهمرسانيده ، در آنجا فوت شد و پدرش بعد از او از سخت جانيها در حيات بود . . . » مؤلف قصص خاقانى ديوانى از او كه بيش از پنج هزار بيت بوده ، ديده است و مىنويسد : « در فن شاعرى زبردست است ، ديوانش آنچه به نظر رسيده از پنج هزار بيت متجاوز است سن شريفش در عقد سى بود كه در قندهار به جوار رحمت جناب قهار پيوسته ، حسب الفرمودهء ذو الفقار خان نعش او را به روضهء مشهد مقدس نقل نمودند و مدفنش در قرب جوار امام معصوم در مقام مشهور به دار السعاده واقع شده ، تخلص وى عنوان بود . . . » تاريخ فوتش را هيچيك از مؤلفان تذكرهها قيد نكردهاند ولى چون عارف شيرازى در تذكرهء لطائف الخيال كه آن را به سال 1078 در هندوستان به پايان رسانيده مىنويسد كه « به صحبتش در مشهد رسيدم » و نصرآبادى كه در 1083 به تأليف خود شروع كرده مىنويسد در قندهار فوت شد . معلوم مىشود كه وى بين سالهاى 1078 تا 1083 رخ در نقاب خاك كشيده است . عنوان به شاعر معاصر خود صايب تبريزى ارادت كامل داشت و از سبك او پيروى مىكرد چنانكه خود گويد : « عنوان » بسى بلند است معراج فكر صايب * كى مىتوان رسيدن جايى كه او رسيده و در جايى گويد : با شدت گر هوس گوهر معنى « عنوان » * نظر از صايب پاكيزه سخن مىبايد