عزيز دولت آبادى
565
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
مندرج است و براى نمونه به ذكر بندى از تخميس قصيدهء علويهء ملا مهر على فدوى اكتفا مىشود : فى علىّ حار عقلى و حسر * فى علىّ طار قلبى و نفر فى علىّ ضلّ قوم و كفر * « ها علىّ بشر كيف بشر ربّه فيه تجلى و ظهر » ( داستان دوستان ، ص 88 - 92 - علماى معاصرين ، ص 126 - 128 ) عمدهء تبريزى از سخنوران سدهء هشتم هجرى قمرى و يا قبل از آن است محمد بن بدر جاجرمى در مونس الاحرار فى دقايق الاشعار « 1 » ( مؤلفهء 741 ه . ق ) غزل ذيل را به نام او آورده است : آهنگ وفا نمىكند دوست * جز جور و جفا نمىكند دوست كورى دو چشم دشمنان را * با دوست وفا نمىكند دوست ماييم سزاى ديدنش ليك * كارى به سزا نمىكند دوست در ما نظرى به چشم رحمت * از عين رضا نمىكند دوست غمخوارى كار بندهء خود * از بهر خدا نمىكند دوست درد دل دردمند ما را * دردا كه دوا نمىكند دوست فرياد كه بر نشانهء جان * يك تير خطا نمىكند دوست در دست گرفت دوست ما را * وز دست رها نمىكند دوست صد جان خواهد بهاى يك بوس * انصاف بها نمىكند دوست از شيوه چهها نمىدهد يار * وز فتنهها چهها نمىكند دوست چون پادشه است ؛ التفاتى * با هيچ گدا نمىكند دوست ( دانشمندان آذربايجان ، ص 281 - الذريعة ، ج 9 ، ص 769 )
--> ( 1 ) - تربيت در صفحهء 281 دانشمندان آذربايجان نام مؤلف را بدر الدّين جاجرمى و در صفحهء 365 نام كتاب را به خطا « تحفة الاحرار » ثبت كرده است .