عزيز دولت آبادى
560
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
مويم سفيد گشته و تن لاغر و ضعيف * فى الحال بر زمين زدم از قهر آينه آيينه گفت قهر تو بر من چنين چراست * ناچار هركه زاد بميرد هرآينه ( گلستان هنر ، ص 57 - تذكرهء خوشنويسان ( غلام محمد هفت قلمى ) ، ص 42 - دانشمندان آذربايجان ، ص 278 - احوال و آثار خوشنويسان ، بخش 2 ، ص 441 - 446 ) على تبريزى [ ملقب به جواهر رقم ] سيد على ملقب به « جواهر رقم » فرزند محمد مقيم فرزند ميرشاهمير از سادات حسينى تبريز و از ساكنان عباسآباد اصفهان است . وى از خطاطان ماهر سدهء يازدهم هجرى قمرى به شمار مىرود و در اين هنر شاگرد پدر خود ، و ميرزا ابو تراب بود وى علاوه بر حسن خطوربط به فصاحت بيان و طلاقت لسان و حدّت فهم و لطافت طبع موصوف و در ميان خوشنويسان به مكارم اخلاق و محاسن آداب معروف بود تا جايى كه آوازهء فضل و هنرش به هندوستان رسيد و شاه جهان ( 1037 - 1068 ) او را به دربار خود طلبيد . سيد على در پاسخ دعوتنامه قطعهيى به طول و عرض يك و نيم ذرع به خط زيبا نوشت و تذهيب كرد و به پيشگاه شاه جهان فرستاد . در آن نوشته بود : قاصد رسيد و ساخت معطر مشام من * وز حسن نامه داشت مگر نافهء ختن اقبالنامهيىست ز سلطان كامگار * شاه جهان مظفر آن زبدهء زمن منت خداى را كه همى از اعطاى تو * آيم به حضرت تو به تاييد ذو المنن اين ارمغان نفيس به دربار شاه جهان رسيد و ديرى نپاييد كه خود سيد على وارد هندوستان شد و مورد عنايت شاه جهان قرار گرفت و به لقب « جواهر رقم » و منصب كتابدارى مفتخر گرديد به نوشتهء برخى از تذكرهنويسان مدتى معلمى اورنگ زيب « عالمگير » ( 1068 - 1119 ) را نيز عهدهدار بود و تا اواخر عمر در ملازمت وى بسر برد و به سال 1094 در اورنگآباد وفات يافت . از آثار او كه جهت شاهعباس و شاه جهان نوشته صاحب تذكرة الخطاطين و مرحوم دكتر بيانى در « خلاصهء تذكرة الخطاطين » و در « احوال و آثار خوشنويسان » ياد كردهاند . سيد على شعر هم مىگفت و به نام خود : « على » تخلص مىكرد . نمونهيى از اشعار