عزيز دولت آبادى

24

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

ز خال و دانه « خطايى » چنين به دام افتاد * « خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد » « كه بستگان كمند تو رستگارانند » * * * بيستون نالهء زارم چو شنيد از جا شد * كرد فرياد كه فرهاد دگر پيدا شد * * * گچنان خوب است ماه عارض و چاه زنخدانش * كه يوسف مبتلا گشته‌ست و اسماعيل قربانش ( اسناد و مكاتبات تاريخى او همراه با يادداشتهاى تفصيلى به اهتمام دكتر عبد الحسين نوايى تحت عنوان « شاه اسماعيل صفوى » در بهمن‌ماه 1347 از طرف انتشارات بنياد فرهنگ ايران به طبع رسيده است ) . شاه‌طهماسب اول و القاص ميرزا و سام ميرزا و بهرام ميرزا فرزندان شاه اسماعيل صفوى و همه اديب و صاحب ذوق بوده‌اند . ديوان شاه اسماعيل به تصحيح تور خان گنجه‌اى استاد زبان و ادبيات تركى در دانشگاه ناپل ، استاد فارسى مدرسه زبانهاى شرقى دانشگاه لندن بسال 1959 در 54 + 163 صفحه بوسيلهء انتشارات مدرسهء زبانهاى شرقى دانشگاه ناپل در رم به چاپ رسيده است . آقاى عباس زرياب در راهنماى كتاب شماره 4 سال سوم ( آبانماه 1339 ) نوشته‌اند : همه مىدانند كه مؤسس نامدار سلطنت صفوى در ايران هم جنگجوئى بىباك هم فرماندهى دلير و هم رهبر و مرشد مذهبى و تصوف بوده است . اين جمع ميان سلطنت ظاهرى و ارشاد معنوى در خاندان صفوى از دورهء شيخ جنيد جد شاه اسماعيل آغاز شد و از همان زمان بقول مؤلف عالم‌آراى امينى سجادهء تقوى را غاشيهء زين و خرقهء پرهيز را قباى خونريزى و عصاى زهادت را نيزهء جلادت ساخته بودند . اما شاه اسماعيل براى اجراى مقاصد خود غير از خرقهء درويشى و شمشير خسروانى از بيان شعرى نيز استفاده مىكرد ، گرچه براى بيان احساسات عشقى خود غزلهاى لطيف مىسرود براى تهييج و اغراء پيروان جانباز خود اشعار تعليمى و حماسى نيز مىگفت . به سلطان سليم شعر عربى مىنوشت و بحب على عليه السلام افتخار مىكرد و مىگفت : نحن اناس قد غدا طبعنا * حب على بن ابى طالب