عزيز دولت آبادى
3
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
حيدر ، مقبرهء شيخ جبرئيل پدر شيخ صفى ( در دهكدهء كلخوران واقع در 3 كيلومترى شمال اردبيل ) قابل ذكرند . از توابع اردبيل : اجارود ، نمين ، ولكيج ، نير هم قابل ذكرند . از اين شهر تاريخى سخنورانى بدين شرح برخاستهاند : القاص ميرزاى صفوى فرزند اسماعيل اول به سال 922 پا به عرصهء حيات نهاد . در سنهء 945 از طرف برادرش طهماسب به حكومت شروان گماشته شد ولى به سال 953 برعليه او قيام و خطبه و سكّه به نام خود كرد . طهماسب در سنهء 954 شروان را به تصرف آورده به پسر خود اسماعيل ميرزا حكومت داد . القاص ميرزا نوميد به استانبول شتافت و با يارى سليمان خان عثمانى ( 926 - 976 ) به تبريز حمله آورد ولى طهماسب دفاع كرد و تركان را از ايران براند . ديگر بار سليمان خان ، القاص ميرزا را به بغداد روانه كرد و اين شاهزاده در سنهء 955 به همدان آمده خانهء برادر خود سام ميرزا را به غارت داد ، طهماسب در دفع او نيز كوشيد و سال 956 برادرش بهرام ميرزا او را مقيد به حضور صفوى آورد . طهماسب به ظاهر از خون وى درگذشت و در قلعهء الموت محبوسش ساخت . طهماسب در ذكر اين واقعهء خود چنين نوشته است : « بعد از چند روز ديدم كه از من ايمن نيست و دايم به تفكّر است . او را همراه ابراهيم خان و حسن بيگ يوزباشى كرده ، به قلعه فرستادم ، ايشان او را به قلعهء الموت برده حبس كرده آمدند . بعد از شش روز جمعى كه در قلعه او را نگاه مىداشتند ، غافل گرديده ؛ دوسه نفر در آنجا بودند ، كه القاص پدر ايشان را كشته بود ، ايشان هم به قصاص پدر خود ، او را از قلعه به زير انداختند . بعد از مردن او عالم امن شد » . ( تذكرهء شاهطهماسب ، ص 62 ) بنابراين ، روايت مؤلفان : قاموس الاعلام ، مجمع الفصحا ، آتشكده ، نتايج الافكار ، صبح گلشن كه تاريخ فوت او را به سال 984 در مشهد مقدس قيد كردهاند ، همچنين نوشتهء