عزيز دولت آبادى

مقدمه 49

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

قرن 3 ق / 9 م و در قرن 4 و 5 ق / 10 و 11 م ، مركز فرمانروايان مستقل و نيمه مستقل گرديد كه از آن جمله ساجيان ، ديسم كرد ، سالاريان ، كنكريان و روّاديان را مىتوان نام برد . آذربايجان از سلجوقيان به بعد : از زمان سلجوقيان تغيير بسيار مهمى در وضع آذربايجان پيش آمد : طغرل بك نخستين سلطان بزرگ سلجوقى در 446 ق / 1054 م پس از فتح شرق و مركز ايران روى به آذربايجان نهاد و به تبريز رفت . از قرن 4 ق / 10 م به بعد شهر تبريز رونق و آبادى بيشترى يافته بود و در قرن 5 ق / 11 م شهر بزرگى شده بود كه ظاهرا ابو منصور و هسوذان بن محمد روادى حاكم آذربايجان در آنجا مىنشست . او چون در خود ياراى مقابله با سلطان سلجوقى نمىديد . اطاعت او را گردن نهاد و خطبه به نام او خواند و مالى كه « طغرل را راضى ساخت » پيشش فرستاد و پسر خود را به گروگان به او سپرد . طغرل از آنجا به گنجه رفت و صاحب آن امير ابى الاسوار نيز فرمان او را گردن نهاد و خطبه به نام او خواند طغرل پادشاهان و امراى آذربايجان و اران را در حكومت و قدرتى كه داشتند باقى گذاشت و روى به ملازگرد نهاد . ملازگرد كليد فتح آناطولى و آسياى صغير بود و سلطان سلجوقى در نظر داشت كه اين كليد را به دست آورد ، اما موفق نشد و به سبب « هجوم زمستان » به آذربايجان بازگشت . طغرل پس از وقايع و حوادثى كه در كتب تاريخ مسطور است در 456 ق / 1064 م وفات يافت و برادرزاده‌اش ارسلان به جاى او نشست و نقشه‌هاى درازمدت سلجوقيان را در تسلط بر گرجستان و ارمنستان و آناطولى و آسياى صغير وجههء همت خود ساخت . او در ربيع الاول 456 / مارس 1064 م از رى به آذربايجان رفت و به مرند رسيد و قصد او « جنگ با روميان » بود ( ابن اثير ، حوادث سال 456 ق ) . در مرند يكى از اميران تركمان به نام طغدگين ( طغ‌تگين ) ، كه با روميان مىجنگيد و سپاهيانى بسيار با خود داشت كه با « جهاد » انس گرفته بودند و آن ديار را نيك مىشناختند ، پيش او رفت و او را به حمله به بلاد روم برانگيخت و ضامن شد كه راهى مستقيم به او بنماياند . در اين سخن ابن اثير نكاتى مهم هست كه آغاز مرحله نوينى در تاريخ آن منطقه شد و تغييراتى اساسى و شگرف در « ژئوپليتيك » ، يعنى سياست منطقه‌اى و جغرافيائى پديد آورد كه بعدها منجر به تكانهايى در تاريخ سياسى عالم گرديد : چنان كه مىدانيم ملازگرد كليد فتح آسياى صغير و سقوط نهايى دولت بيزانس و