عزيز دولت آبادى

مقدمه 42

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )

گرفتن بيعت از مردم براى او به كوفه بازگردد و طبيعى است كه بيعت براى خلافت از مردم مسلمان مىگرفتند . بلاذرى مىگويد : چون عربها در آذربايجان فرود آمدند عشاير آنان از كوفه و بصره و شام به آنجا روى آوردند و هر طايفه‌اى در حد توانايى خود بر اراضى اين سرزمين مسلّط شدند و بعضى از آنان از ايرانيان زمين خريدند مردم قريه‌ها و ديهها براى حفظ خود به ايشان پناه بردند و به عنوان برزگر به خدمت آنها درآمدند . از اين گفته بلاذرى برمىآيد كه سياست دوران اموى تبديل مردم نواحى مفتوحه به برزگران و كارگران براى قوم فاتح بوده است ، يعنى سياستى بر خلاف سياست دوران خلفاى راشدين و مخصوصا على ( ع ) نواحى مهم آذربايجان را بنى اميه يا عاملان آنها تصاحب كردند و اين تصاحب بر پايهء اين سياست بود كه نخست دهات و قراء را ناامن سازند تا مردم ناچار به « الجاء » آن اراضى به اشراف عرب شوند و خود كارگران و كشاورزان آنها گردند . شهرهاى آذربايجان تا عصر سلجوقيان : ابن خرداذبه در قرن 3 ق 9 / م از شهرها و رستاقهاى آذربايجان نام برده است ( ص 119 ) مقصود از « رستاق » به قول ياقوت هر موضعى است كه در آن مزرعه‌ها و قريه‌ها باشد و به شهرهايى مانند بصره و بغداد گفته نمىشود و اخص از « كوره » و « استان » است به احتمال قوى تقسيمات ولايات ايران در زمان ابن خرداذبه با تفاوتهاى جزئى عين تقسيمات زمان ساسانيان بوده است زيرا ما دليلى نداريم كه دستگاه ادارى عباسى ، تقسيمات زمان ساسانيان را برهم زده باشد ابن خرداذبه نام كسانى كه اردشير اول ساسانى آنها را شاه ناميده ذكر كرده است . در ميان آنها نام آذرباذگان شاه ديده مىشود و اين به آن معنى است كه در آخر حكومت اشكانى آذربايجان براى خود پادشاهى داشته است ، اما آنچه در اين قسمت براى ما اهميّت دارد . اين است كه « لان » ( ارّان ) و « موقان » و « براشكان » و « شروان » ( همسايگان شمالى آذربايجان ) نيز هركدام شاهى مستقل داشته است . شاپور اول نيز در كتيبهء كعبهء زردشت از ممالك آذربايجان و ارمنستان و گرجستان و ماخلونى و البانى و بلاسگان نام برده است . پس آذربايجان در زمان ساسانيان و در قرون نخستين اسلام به منطقه‌اى تقريبا در جنوب ارس ( حدودا مرز شمالى فعلى آن ) اطلاق مىشده است اين معنى از فهرست « شهرها و رستاق‌هاى آذربايجان كه ابن خرداذبه به دست داده است بهتر معلوم مىشود : « مراغه ، ميانج ، اردبيل ، ورثان ، سِيسَر ،