الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
41
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
بود و جنبههاى بسيارى از مسائل طبيعى را در برداشت و مشكلات ماوراى طبيعت را روشن مىساخت ، به اين وضع كمك مىداد . ازاينرو ، شخصيت فلسفى علامت بارز و صفت آشكار متفكران و متكلمان شيعه شد چه آنها تنها بر مبناى بحث و مطالعه و بررسى و به قصد راضى ساختن غريزهء عشق به معرفت و دست يافتن به مجهولات بدون هيچگونه حد و قيد به اين كار اقدام كردند . ممكن است يكى از مظاهر شخصيت فلسفى آنها كه با نهايت اشتياق دنبال معرفت مىدويدند نظريههايى باشد كه جمعى از انديشمندان شيعه به آنها معتقد شدند گرچه آراء آنها با آراء و نظريات اكثريت شيعه انطباقى ندارد و در عرف اكثريت شيعه ، آراء مزبور ، آراء شاذ و نادر به شمار مىرود اما گروهى از آنان به علت هوادارى از پارهاى نظريات مورد تفسيق و تكفير قرار گرفتند . در خلال اين كتاب قسمتى از آن نظريات را خواهيد ديد . از ميان شيعيان ، در عصرهاى مختلف تا دوران حاضر متكلمانى بارز و برجسته پديد آمدند و در كلام پيشوايانى بودند كه به مردم دورههاى بعد ، با آثار و مؤلفات خود فايدهها رسانيدند . از مشهوران آنها عبارتند از : [ متكلمان مشهور شيعه ] 1 - هشام بن الحكم متوفى در حدود سال 200 هجرى كه از بزرگترين شخصيتهاى شيعه در علم كلام است . « 1 » اين مرد بزرگ تأليفات متعددى دارد كه در آنها موضوعات كلامى را ، مورد بحث و بررسى قرار داده و بسيارى از آنها در رد بر اصحاب مقالات و فرق است . « 2 » 2 - هشام بن سالم جواليقى كه در بسيارى از آراء و عقايد با هشام بن الحكم توافق دارد و آراء اين دو باهم مكتب مخصوصى به نام مكتب « هشاميه » به وجود آورده است . 3 - ابو جعفر احول محمد بن النعمان است كه در نزد شيعه معروف به « مؤمن الطاق » « يگانه با ايمان » است و ديگران او را « يگانه شيطان » مىنامند . او با هشام بن الحكم در اين امر موافق است كه خدا چيزى نمىداند تا هنگامى كه آن چيز به وجود آيد ، « 3 » و معتقد است كه تقدير در نزد خداى متعال همان ارادهء اوست و اراده نيز همان فعل الهى است . « 4 » 4 - زرارة بن اعين كه يكى از اعلام فقهاى شيعه است و به سال 150 هجرى وفات كرد . اين گفتار را به او نسبت مىدهند ، كه علم خدا حادث است ، چنان كه قدرت و حيات و ديگر صفات او نيز حادث است و اينكه خداوند متعال پيش از خلق اين صفات عالم و قادر و حى و سميع و بصير و مريد و متكلم « 5 » نبود . ولى صحت انتساب اين مطالب به او ثابت نشده است .
--> ( 1 ) - ما كتاب خاصى به نام هشام بن الحكم تأليف كردهايم - فصل 5 آن كتاب . ( 2 ) - كتاب ملل و نحل شهرستانى ، ج 1 ، ص 107 ( 3 ) - يعنى معدوم نمىتواند متعلق علم الهى قرار گيرد . - م . ( 4 ) - كتاب ملل و نحل ، ص 108 ( 5 ) - كتاب ملل و نحل ، ص 108