الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
17
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
داستان انديشهء فلسفى [ و همزمانى فكر با وجود انسان ] داستان انديشهء فلسفى ، همزمان با وجود انسان است . به اين معنى كه انسان از همان ابتداى وجود فكر مىكرده ، به خود فرومىرفته ، در مقام تحقيق و بررسى برمىآمده ، پىجويى و بحث مىكرده است ، و همچنين مقارن با روزگاريست كه انسان مىخواسته انديشهها و آراء او شامل جهان و هستى ، مظاهر طبيعت و نظامى كه حوادث طبيعى را به هم مرتبط مىساخته ، و متفرقات و پراكندههاى طبيعت را جمع مىكرده ، بشود . انسان از روزى كه مىخواست چگونگى علل و معلولات را درك كند ، و زنجيرها و رشتههاى آنها را به هم پيوند دهد افكار فلسفى داشته است ، نهايت آنكه اين افكار و تأملات بهطور متفرق به ذهن او مىآمده ، و نمىتوانسته پيوند و ارتباط بين آنها را به صورت صحيح و منظم درآورد ، و تاروپود آنها را بشناسد ، يعنى افكار او در اين امور پراكنده بوده ، و عامل جامعى نداشته است ، و نيز فاقد يك روش و سيستم فكرى بوده كه آنها را با هم جمع كند و در يك نقطه به هم برساند . ابتداى امر ، يعنى هنگامى كه افكار انسانى ، شكل منظمى به خود گرفت ، و تابع رشته و هنر مستقلى شد ، و آدمى توانست آن افكار را در مورد عالم و هستى و انسان جمعوجور كند ، و در مجموعهاى واحد نشان دهد ، همانست كه ما آن را « فلسفه » مىناميم ؛ ولى تاريخ چندان توجهى به اين نخستين مرحله كه فكر انسان تمركز پيدا كرد ، و شكل گرفت و موضوع معين و هدف واحدى را دنبال كرد ، نداشته است ( يعنى ابتداى منظم شدن افكار به عنوان يك فن مستقل را تاريخ معين نكرده است ) . حداكثر اطلاع ما از اين امر ، اين است كه افكار فلسفى ، يعنى تشكل آنها چندين قرن قبل از ميلاد مسيح ، يعنى روزگارى كه يونان مركز نورانى پرتوافكنى فلسفه بود ، وجود