الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )
113
فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )
مراحل حيات او همچنين تحولات و كيفيت نشو و نماى او بر ما روشن نيست . چنان كه درست نمىدانيم ، بيرونى كجا و نزد چه كسى درس خوانده و منبع فرهنگ و معلومات او كجاست ؟ و استادان او چه كسانى بودهاند ؟ كتابهاى تراجم و تذكرهها به اين مراحل توجهى نكردهاند و آنچه از او مىدانيم اين است كه اصل او از « بيرون » سند ، « 1 » روستايى در حومهء خوارزم بود كه در آنجا متولد شد و همانجا بزرگ شد و مدتى را هم در خوارزم به منظور تحصيل معارف و علوم گذراند . گويند بيرونى بهطور اضطرار و اجبار در اثر يك اتفاق مهم خوارزم را ترك كرد و به گرگانج در شمال خوارزم رفت ولى از آن حادثهء بزرگ چيزى نمىدانيم . پس از مدتى گرگانج را ترك كرد و به ايالت گرگان رفت و به خدمت شمس المعالى قابوس بن ابى طاهر وشمگير بن زيار بن وردان جبلى پيوست . وشمگير پس از پدر به سال 388 امير گرگان و طبرستان شده بود . بيرونى در اين مدت كتاب الآثار الباقية عن القرون الخالية را تأليف كرد و در حوالى 390 هجرى آن را تكميل و به قابوس وشمگير اهدا كرد . بيرونى در اين تاريخ هنوز سىساله نشده بود . امير قابوس خواست كه او را در خدمت خود نگه دارد و زمام امرونهى را به او بسپارد ولى بيرونى نپذيرفت . احترام امير قابوس به بيرونى به درجهاى بود كه خود شخصا به حضور بيرونى مىرفت و به احترام مقام علمى او هيچگاه او را احضار نمىكرد . پس بيرونى به گرگانج بازگشت و به علت هوش و ذكاوت و تدبير و سياست خود در دربار بنى مأمون ، پادشاهان و بزرگان خوارزم ، داراى مقام ارجمندى گرديد . پس از آنكه سبكتكين بر تمامى خوارزم مستولى شد ، ابو ريحان محل اقامت خود گرگانج را ترك گفت و به هند رفت و مدت مديدى در آنجا اقامت گزيد . گويند چهل سال در هند ماند و در خلال اين چهل سال همه جاى هند را ديد و گردش كرد و به تحقيقات علمى خود ادامه داد و توانست معلومات صحيحى از هند به دست آورد و بسيارى از علوم آنها را جمعآورى و منظم سازد و معارف قديم و پراكندهء هند را جمع كند و بالاخره به غزنه بازگشت و در آنجا درگذشت . صفدى او را اينگونه توصيف مىكند : « ابو ريحان بسيار خوشمعاشرت و خوشصحبت بود ، در كارهاى خود بسيار عفيف بود ، روزگار همانند او را در فهم و دانش نپرورانده است . ياقوت در معجم الادباء آورده است كه شاعرى از او چيزى خواست و او در جواب شاعر اين اشعار را سرود :
--> ( 1 ) - ابن ابى اصيبعه بيرونى را از مردمان بيرون سند گفته و اين اشتباهى است چه آنكه در سند است « نيرون » با نون است نه « بيرون » با باء . و آن را نيرونكوت و حيدرآباد سند گويند . لغتنامهء دهخدا . - م .