الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

100

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

به فاعل آنها نيستند و آن را چنين تفسير مىكنند : مقصود ما اين است كه « جوهر » به وسيلهء فاعلش يا « عرض » به وسيلهء فاعلش جوهر و عرض نشده است . . . و شيوخ و بزرگان علماى ما مىگويند : اگر جواهر و اعراض پيش از وجود نيز جواهر و اعراض بوده‌اند پس صنع صانع در آنها چه نقشى داشته است ؟ معتزله در جواب مىگويند : صانع و خالق آن ذوات را ايجاد كرده است . چون اهل حق از آنان بپرسند كه مقصودتان از ايجاد چيست ؟ در صورتى كه خود معتقديد كه « شيئى و ذات » و « جوهر و عرض » بودن آنها ربطى به صنع صانع نداشته است . معتزله در جواب مىگويند : معناى گفتار ما كه « آن را ايجاد كرد » اين است كه صنعت وجود را در آنها انجام داد ، ولى اصحاب ما در پاسخ گفته‌اند پس در اين صورت آنها را به فعل نياورده و قدرت او به آنها تعلق نگرفته است بلكه متعلق قدرت و فعل او همان صنعت بوده است و بس ؛ در اين صورت به ما بگوييد آن صفت چيست تا ما نيز آن را بفهميم ؟ آيا همان نفس جوهر و نفس عرض است و آن دو بوسيلهء فاعل خود به فعل آمده‌اند ؟ و اگر بگوييد : او چيز ديگرى غير از آن دو است در اين صورت مىپرسيم آيا آن ، چيزى هست يا نه ؟ اگر بگوييد كه آن خود چيزى است پس ناچار مىشويد كه در حال عدم نيز آن را ، چيزى بدانيد و اگر بگوييد چيزى نيست ، در حقيقت منكر آن شده‌ايد كه خداوند كارى انجام داده باشد . معتزله مىگويند : « آن يك امر معقول است » و چيزى بر اين جمله اضافه نكرده و دليلى نياورده‌اند و سخنانى نظير بيانات « هواداران كسب در مخلوق » يعنى جبريان مىگويند . تمامى معتزله ، جز ابو القاسم عبد اللّه بن احمد بلخى ، بر همين عقيده‌اند . [ ساير تأليفات او در علوم گوناگون ] اما تأليفات او در علوم گوناگون و مختلف ، در حدود هفتاد كتاب و رساله است . برخى از كتابهاى او در حكمت و كلام عبارتند از : 1 - كتاب دامغة النصارى ، اين كتاب رد بر ابو هاشم نصرانى است كه مىخواست « تثليث و اتحاد » را ثابت كند . 2 - رسالة الاخوين ، در رد اشاعره و ابطال سخنان و ادعاهاى نارواى آنان نسبت به شيعه . 3 - الغاية فى الاصول ، كه قسمتى از آن را به حدوث عالم و اثبات موجد آن اختصاص داده است . 4 - عدة المصير فى حجج يوم الغدير ، كه آن را در طرابلس براى شيخ ابو الكتائب بن عمار نوشته است . 5 - مختصر تنزيه الانبياء ، تأليف سيد مرتضى . 6 - معارضة الاضداد باتفاق الاعداد ، در امامت .