الشيخ عبد الله نعمة ( مترجم : غضبان )

90

فلاسفة الشيعة حياتهم وآراؤهم ( فلاسفهء شيعه ) ( فارسي )

ابن قبه ابو جعفر محمد بن عبد الرحمن بن قبهء رازى قرن چهارم هجرى وى از بزرگان متكلمان شيعهء اماميه در اوايل قرن چهارم هجرى بود و نجاشى او را چنين ستوده است : « متكلمى عظيم القدر ، خوش عقيده و در استدلال قوى بود . » و النديم او را از متكلمان ماهر شيعه شمرده است . علامهء حلى در كتاب خلاصه چنين آورده است : « مردى حاذق و شيخ اماميه در زمان خود بود . » ابن قبه در دوران ابو القاسم بلخى معتزلى ، معروف به كعبى متوفى به سال 317 هجرى مىزيست و با شيخ صدوق بن بابويهء قمى معاصر بود . ابن قبه نخست از معتزله و از شاگردان ابو القاسم بلخى ، پيشواى فرقه‌اى از معتزله بود كه نظريات و افكار آن فرقه به او منسوب است و آراء مخصوصى در علم كلام دارد و سپس ابن قبه به مذهب اماميه گراييد . ابن قبه شاگردانى داشت كه از او دانش فراگرفته بودند . ابو جعفر محمد بن جعفر بن بطهء قمى ، از رجال و بزرگان و علماى شيعه كه در قم مقام بزرگى داشت ، يكى از شاگردان اوست . شهرستانى در ملل و نحل ابن قبه را از بزرگان و نويسندگان و مؤلفان شيعه شمرده است . حمدونى مىگويد : « پس از زيارت امام رضا ( ع ) در طوس به بلخ رفتم و به خدمت ابو القاسم بلخى رسيدم و بر او سلام كردم . او نيز مرا مىشناخت . كتاب ابو جعفر بن قبه در امامت را به نام الانصاف همراه داشتم . پس آن را ديد و خواند و ردى به نام المسترشد بر آن نوشت . چون به رى برگشتم المسترشد را به ابن قبه دادم . ابن قبه هم كتابى به نام المستثبت در رد آن نوشت ، پس آن را به حضور ابو القاسم بلخى بردم ، بلخى آن را با كتاب نقض المستثبت رد كرد و چون مجددا به رى برگشتم ابو جعفر ، ابن قبه وفات كرده بود . خدا او را رحمت كند . » ابن قبه در مسئلهء امامت مباحثات و مناظرات بسيارى داشت ، كه متكلمان اماميه آنها را در كتابهاى خود نقل كرده‌اند . از جمله شيخ صدوق قمى در كتاب اكمال الدّين خود ، در قسمت اثبات غيبت چنين آورده است : « ابو الحسن على بن احمد بن بشار در مسئلهء غيبت بر ضد نظريهء ما سخنانى گفت و ابو جعفر محمد بن عبد الرحمن بن قبهء رازى با براهين بسيار واضح به جوابگويى پرداخت . » از جمله افكار و آراء ابن قبه در اصول اينست كه تعبد به خبر واحد را عقلا محال مىدانست و براى استدلال خود از روشى مخصوص استفاده مىكرد كه اصوليهاى متأخر