سيد على اكبر برقعى قمى
419
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
يقطر : بر وزن ينصر نام پدر عبد اللّه بن يقطر است . عبد اللّه قاصد امام حسين عليه السّلام بود و نامهاى از آن امام با خود داشت و مأمور بود آن را به شيعيان آن حضرت در كوفه برساند وقتى رسيد كه عبيد اللّه ابن زياد شهر كوفه و اطراف آن را زير نظر داشت و مأمورانش تمام اخبار و حوادث را به اطّلاع او مىرسانيدند از جمله : ورود عبد اللّه بن يقطر و خبر دستگيريش را . تنها كارى كه عبد اللّه كرد نامه را بلعيد تا مبادا نامهاى اشخاصى كه در آن نامه هستند شناخته شوند و به زحمت افتند ، ابن زياد فرمان داد او را از بام قصر به زير انداختند و استخوانهايش درهم شكست و عمر ازدى و يا عبد الملك بن عمير لخمى سرش را بريدند . يقطينى : منسوب است به يقطين بر وزن سنگين نام نياى ابو جعفر محمّد بن عيسى بن عبيد يقطينى اسدى خزيمى بغدادى در شمار محدّثان اماميّه و صاحب كتاب وصايا و كتاب تفسير قرآن و كتاب التجمل و المروءه و كتاب الامل و الرجاء . يقطين در لغت هر گياهى است كه روى زمين كشيده شود و به اصطلاح گياه بىساق باشد مانند : خيار و هندوانه و خربزه امّا بيشتر آن لفظ را در كدو بخصوص كدوى مستدير به كار بردهاند . يقظان : بر وزن درمان به معنى بيدار علم است و ابو اليقظان كنيت عمّار بن ياسر عبسى صحابى است كه در عمّار گذشت و نيز ابو اليقظان كنيت عامر بن حفص و يا سحيم بن حفص است نسبشناس مشهور و در سحيم گذشت . يمامى : منسوب است به يمامه بر وزن دهانه نام ناحيتى است از نجد كه قاعده و شهر بزرگ آن حجر است و در روزگار پيشين مسكن قبيلهء طسم و جديس بود و در آغاز نام آن جو بود . تبّع از ملوك يمن تمام قلاع يمامه را بگرفت و تنها قلعهاى كه نتوانست تسخير كند قلعهاى بود كه زرقاى يمامه زن مشهور كه به ديد چشم او مثل زنند و گويند : « ابصر من زرقاء اليمامه ؛ يعنى بيناتر از زرقاى يمامه » در آن بود ، اين هم از اين نظر بود كه زرقاء از مسافت چند فرسنگى مىديد و پيوسته مراقبت مىكرد كه مبادا دشمن به حصارشان شبيخون زند و هروقت لشكر تبّع به طرف حصار ايشان مىخواست نزديك شود زرقاء قبيله را از رسيدن ايشان خبر مىداد و قبيلهء خود را براى دفاع آماده مىكرد . تا آنگاه كه تبّع حيلتى به كار برد و فرمان داد هر فرد سپاهى شاخهاى از درخت با خود حمل كند و خود را در پس آن پنهان دارد ، زرقاء قبيله را اينطور خبر كرد كه درختانى را از دور مىبينم كه در حركتند و به طرف ما مىآيند و گمانم اين است كه سپاهيان تبّع باشند امّا قبيله سخن او را باور نكرد و دشمن ناگهان بر سر ايشان تاخت و حصار را بگشود و زرقاء را بگرفت و چشمانش را بيرون آورد و آن ناحيت را يمامه ناميد و اين شعر بخواند : و سمّيت جوابا ليمامة بعد ما * تركت عيونا باليمامة هملا و به آن ناحيت منسوب است ابو الفضل عبّاس ابن احنف بن اسود بن طلحهء حنفى يمامى از شاعران غزل سراى عرب و در حنفى گذشت و ابو سعيد يمامى از اعاظم اطبّاى قرن چهارم وى معاصر شيخ الرئيس بود و در نزد شاهان آل بويه مكانتى داشت و در بصره مىزيست و در آن زمان در بغداد