سيد على اكبر برقعى قمى
406
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و چنين است مهمان كه وقتى ماندنش طول كشد ديدارش زشت شود و سايهاش سنگين گردد وقتى فرود آمدنش به نهايت رسد » . و در سال 398 در هرات درگذشت . و ابو الفتح محمّد بن جعفر بن محمّد همدانى مراغى كه در بغداد زيست و عزّ الدوله ابو منصور بختيار بن معز الدولة بن بويه را درس و تعليم داد و از ابن قتيبه حديث كرد و ابو الحسين محاملى در سال 371 از او حديث كرد . مردى بود بليغ ، خوشبيان ، فاضل و جوانمرد و آزاد و در فنون ادب تا جايى پيش رفت كه ابو حيّان در كتاب امتاع گفت : « جمعى از نحويان ابو سعيد سيرافى و رمانى و ابو علىّ فارسى را به نبوغ وصف كنند و از مراغى با همهء تبحّرى كه در آن فنّ دارد نامى نبرند و هركس كتاب النهجهء او را بخواند مىداند كه من چه مىگويم و معتقد مىشود به آنچه من معتقدم و بالاتر از آن » . و باز ابو حيان در كتاب محاضرات گفته كه : مراغى در نوجوانى با همه براعتى كه در ادب داشت درگذشت و اگر بگويم در ميان جوانان كسى را مانند او نديدم باور كنيد . ابو سعيد سيرافى بر مرگ او اشك ريخت و استرجاع كرد و خواند : من عاش لم يخل من همّ و من حزن * بين المصائب من دنياه و المحن تا چهار بيت بعد از آن . آنگاه گفت : برخيزيد و براى تجهيز مراغى برويم و برخاست و برخاستيم و رفتيم . سيرافى چشمش كه به جنازه افتاد گريست و اين دو شعر را خواند : اسائت بنا الأيّام ثمت احسنت * و كلّ من الأيّام غير بديع و ما زال صرف الدهر مذ كان مولعا * بتأليف شتى او بشت جميع از مراغى همدانى دو كتاب به يادگار ماند يكى كتاب النهجه به سبك كتاب كامل و ديگرى كتاب الاستدراك لما اغفله الخليل . همگر : بر وزن همسر در پايان ترجمت به معنى آن مىپردازم . همگر تخلّص خواجه مجد الدّين همگر است از شعراى سخنسنج و نيكوپرداز قرن هفتم و معاصر با شيخ سعدى و امامى هروى . وى در اصل از مردم يزد بود چندى در اصفهان زيست و سپس به شيراز رفت و اتابكيان فارس را مديحت گفت و حتّى گويند : « به وزارت نيز رسيد و به شيرازى مشهور گرديد » . و در سال 686 در طاعون عام اصفهان درگذشت و دو شاعر معاصر او بدر حاجرمى و امامى هروى نيز با فاصلهء دو ماه درگذشتند . آذر بيگدلى ( كه خود از سخنسنجان و شاعران تواناست ) از رباعى مجد الدّين همگر ( كه در آن امامى هروى را بر سعدى رجحان داد ) خشمگين است و آن رباعى ذيل عنوان هروى در ترجمت امامى هروى در همين كتاب مسطور گرديد و هم عبارت آذر در آتشكده و در ترجمت مجد الدّين همگر گفته است : « همگر مرد فاضلى بود و گويند به اكثر كمالات ظاهرى آراسته و نديم مجلس سلاطين مىبوده . نسب او به انوشيروان بن قباد مىرسد و در عهد خود ملكالشعراى فارس و عراق عجم مىبود و عقد مشكلات شعراى آن زمان به ناخن فكرت او گشوده مىشد » . و همگر به معنى جولاه و به زعم فقير ، شاعرى ايشان مانعى ندارد امّا ملكالشعرايى نظر به حكمى كه در خصوص شيخ سعدى شيرازى و امامى كرده بود