سيد على اكبر برقعى قمى
401
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و امير حسين بن حسن حسينى هروى غورى از اعلام عرفا و در غورى گذشت . هريره : بر وزن جهينه مصغّر هر بر وزن سر به معنى راز گربهك و ابو هريره به معنى پدر گربهك صحابى معروف است و نامش شناخته نيست و فيروزآبادى در قاموس گفته : « در نام ابو هريره سى و چند قول است » . و چرا او را ابو هريره گفتند صاحب قاموس گفته كه : « پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در آستينش گربهاى را ديد و گفت : اى ابو هريره و آن لقب بر او ماند » . من گويم : « مهمّ در ابو هريره ندانستن نام اوست كه چيست و نه اينكه چرا او را ابو هريره گفتند . مهمّ اين است كه بدانيم او چه گونه شخصى بوده است . قدر مسلّم اين است كه حديث ساز بود و جعل احاديث از كارهاى عادى او بوده است . و من در اين خصوص نه به سخن عمر بن خطّاب تكيه مىكنم كه به او گفت : حديث كردن از پيغمبر را رها كن و گرنه تو را به جبال دوس تبعيد مىكنم و نه به قول عايشه كه ابو هريره را به وضع حديث متّهم كرد و نه از اين راه كه با معاويه نزديك بود و معاويه كسى بود كه براى پيشبرد مقاصدش به امثال ابو هريره و نقل قول پيغمبر احتياج داشت بلكه فقط از راه يك محاسبهء ساده او را جعّال و حديثساز مىدانم . محاسبه اين است كه فرض مىكنيم ابو هريره در همان سال اوّل از هجرت ايمان آورده باشد و از همان سال همهروزه بدون فوت وقت خدمت پيغمبر رسيده و در سفر و حضر همه جا با او بوده است ، حال با محاسبهء روزهاى سال قمرى عرب كه 354 روز است ضرب در ده سال اوّل بقيّهء حيات پيغمبر مىشود 3540 در صورتى كه مسلّم نيست كه همان سال ايمان آورده باشد بلكه آنچه مسلّم است سال هفتم از هجرت قبول دين اسلام كرده است و مسلّم نيست كه همه روز خدمت پيغمبر رسيده باشد و حديث : زرنى غبا تزدد حبا ؛ يعنى يك روز در ميان مرا ببين تا بر خواستنت بيفزايد ، در صورتى كه از پيغمبر باشد ملال خاطر پيغمبر را از ابو هريره مىرساند . و اينكه ابو هريره در ملاقاتهاى مكرّر گامى به پيش برنداشته و ازاينجهت فاقد استعداد بوده است و اگر براى رشد معنوى و روحى و اخلاقى آمادگى داشت هرگز پيغمبر به او چنان جملهاى را نمىگفت همانطور كه به هيچيك از صحابهاى كه پيوسته با او بودند و تقريبا از او جدا نمىشدند نفرمود . به يكسخن به احاديث او تكيه كردن پشت كردن بر يك واقعيّت مسلّم است و آن تطبيق كردن شمارهء احاديث او بر ايّام حيات پيغمبر است كه خود دليل است بر حديثسازى او » . و ابو هريره عجلى در شمار شاعران و مادحان اهل بيت و نام او نيز دانسته نيست و از نظم اوست در مرگ امام صادق عليه السّلام : اقول و قد راحوا به يحملونه * على كاهل من حامليه و عاتق أ تدرون ما ذا تحملون إلى الثرى * ثبير اثوى من رأس عليا و شاهق غداة جثى الجاثون فوق ضريحه * ترابا و اولى كان فوق المفارق هشام : بر وزن قيام از اعلام عرب است و نام جمعى از دانشمندان ، از جمله : ابو محمّد هشام بن حكم كندى بغدادى از اعلام متكلّمان شيعه و از كسانى است كه در علم كلام بحث امامت را وارد كرد و كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب الامامة و كتاب التوحيد و كتاب التدبير و غير اينها و در سال 191