سيد على اكبر برقعى قمى
399
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و ابو منصور جواليقى « 1 » بحث ادبى درگرفت ، هروى به جواليقى گفت : « تو به خويشتن نسبت نرسانى زيرا جواليقى جمع است و جمع را به لفظ جمع نسبت بستن صحيح نيست » . سمعانى دراينباره گفت : « هروى در استدلالش به يك نوع مغالطه توسّل جست چه جمع در صورتى كه اسم كسى و يا چيزى باشد جايز است با همان لفظ جمع آن را منسوب كنند مانند : مدائنى ، معافرى ، انمارى و نظائر اينها » . ياقوت پس از نقل آن حكايت گفته است : « اين سخن تمام نيست به اين دليل كه جواليق نام كسى نيست تا در نسبت به همان شكل جمع آورده شود بلكه نسبتى با فروشندهء آن دارد يعنى جواليقى به كسى گويند كه جواليق ( گوالها ) بفروشد » . مؤلّف اين كتاب گويد كه : « هيچيك از آن دو مطلب سمعانى و ياقوت چيزى نبود كه بر ابو سعد و يا ابو منصور دو استاد ادب مخفى باشد بلكه منظور ابو سعد اين بود كه صحيح نيست در نسبت جواليقى به لفظ جمع گفته شود بلكه بايد جولقى به لفظ مفرد آورده شود يعنى صحيح نيست بگويند گوالها فروش بلكه گوالفروش . و در فارسى گوييم مثلا كرباسفروش نه كرباسها فروش و اينكه جواليقى سكوت كرده و سخنى نگفته است خود دليل است كه سخن ابو سعد را قبول داشته است » . بارى ابو سعد در سال 536 درگذشت . و ابو الحسن علىّ بن محمّد هروى از نحويان مبرّز و ساكن مصر و صاحب تصانيف ، از جمله : كتاب الذخائر در نحو در چهار مجلّد و كتاب الازهية در عوامل و كتاب المرشد . و ابو منصور محمّد بن احمد بن ازهر بن طلحهء هروى از اعلام ادب و در ازهرى گذشت و ابو سهل محمّد بن علىّ هروى از نحويان و لغويان مبرّز و شاگرد ابو عبيد و شارح كتاب الفصيح و كتاب اسماء الاسد و كتاب اسماء السيف و متوفّاى 433 . و ابو احمد منصور بن قاضى ابى منصور محمّد ازدى هروى در عداد فقيهان و اديبان و شاعران و شاگرد ابو حامد اسفراينى و قاضى هرات و از نظم اوست در غزل : خشف من الترك مثل البدر طلعته * يحوز ضدّين من ليل و اصباح كان عينيه و التفتير كحلهما * آثار ظفر بدت فى صحن تفاح و در وصف بنفشه گفته است : طلع البنفسج زائرا اهلا به * من وافد سر القلوب و زائر فكأنما النقاش صور وسطه * فى ازرق الديباج صورة طائر و رضى الدّين عبد اللّه بن محمّد ابى بكر علىّ بن عثمان هروى در عداد اعلام اديبان و شاعران و معاصر سعدى و مجد همگر شيرازى كه امامى تخلّص كرد و در خدمت ملوك قراختايى كرمان سمت ملكالشعرايى داشت و در اينكه امامى در شاعرى برتر بوده يا سعدى اختلاف است و هيچكس نبايد در علوّ مقام علمى و ادبى امامى هروى شك كند
--> ( 1 ) - ضبط جواليقى در همين كتاب گذشت به جواليقى رجوع شود . راجز از شاعران معروف محتوى گوالها را در نظر گرفته است : يا حبّذا ما فى الجواليق السود * من خشكنان و سويق مقنود و مقنود يعنى مخلوط با قند و معنى شعر اين است كه بهبه از خشكنان و سويق آميخته با قند كه در گودالهاى سياه است ( مؤلّف ) .