سيد على اكبر برقعى قمى

367

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

ابن محمّد تميمى قرشى بكرى نويرى در شمار اعلام اديبان و مورّخان و صاحب كتاب نهاية الارب فى فنون الأدب در سى مجلّد و متوفّاى در حدود 733 بدان منسوب است . نويزى : با زاى نقطه‌دار منسوب است به نويزه بر وزن جهينه از قراى سرخس و از آن قريه است ابو سعد محمّد بن احمد بن ابى الحارث بن احمد نويزى سرخسى در شمار محدّثان و متوفّاى 542 . نهار : بر وزن بهار نام نهار بن توسعه است از تيرهء بكر بن وائل و از شاعران توانا و در خراسان در شعر كسى بر او مقدّم نبود وقتى قتيبة بن مسلم عامل خراسان را اين‌طور هجو كرد : كانت خراسان ارضا اذ يزيد بها * و كلّ باب من الخيرات مفتوح فبدلت بعده فردا نطيف به * كأنّما وجهه بالخل منضوح خبر به قتيبه رسيد و در صدد برآمد او را دربند كشد نهار بگريخت و به مادر قتيبه پناه برد و از او خواست نامه‌اى به فرزندش قتيبه نويسد تا از جرم او درگذرد . پذيرفت و به فرزندش نوشت كه از او درگذرد و از او درگذشت . نهار گفت : « دلم آرام نمىگيرد تا آنگاه كه به من نيكى كنى چه اگر نيكى كردى ديگر آن را آلوده نخواهى كرد » . قتيبه پذيرفت و او را عطا داد نهار گفت : فما كان فيمن كان فى الناس قبلنا * و لا هو فيمن بعدنا كابن مسلم اشدّ على الكفّار قتلا بسيفه * و اكثر فينا مقسما بعد مقسم قتيبه پرسيد : « پس شعرت در مهلّب چه مىشود كه گفتى : الا ذهب الغزو المقرب للتقى * و مات الندى و الجود بعد المهلب » . گفت : « مقصودم روز حشر بود نه روز جنگ » . نهدى : منسوب است به نهد بر وزن عهد و آن نام نهد بن زيد بن ليث است پدر تيره‌اى در قبيلهء قضاعه و از اين تيره است ابو غسان مالك بن اسماعيل بن زياد نهدى كوفى در شمار محدّثان و از مشايخ بخارى و با آنكه او را شيعه دانند حديثش را معتبر و خودش را موثّق و مورد اطمينان دانسته‌اند . نهدى در سال 219 درگذشت . و خيار بن اوفى نهدى كه در خيار گذشت . نهربينى : منسوب است به نهر بين نهر بر وزن شهر و بين بر وزن دين ، نهايت راى نهر را عرب مضموم خوانند و آن لغتى است در نهر بيل كه نام ضيعه‌اى است در نزديكى بغداد و ازآنجاست ابو عبد اللّه حسين بن محمّد بن احمد نهربينى در شمار مقرئان و متوفّى 530 و برادرش ابو العبّاس احمد بن محمّد نهربينى در عداد محدّثان . نهرجورى : منسوب است به نهرجور . نهر بر وزن شهر و جور بر وزن شور ، نهايت عرب راء را مضموم خواند و آن نام موضعى است ميان اهواز و دشت ميشان و ازآنجاست ابو احمد احمد نهرجورى عروضى در شمار اديبان و شاعران و عروضيان و او را عروضى ازاين‌جهت گفتند كه در عروض تصانيفى پرداخت . وى در اصل از نهرجور بود و در بصره توطّن گزيد و در وصف او چنين گويند : « مردى بود كوتاه اندام و سخت گندمگون و لباس پست پوشيد و ناپاك و پليد زيست و به الحاد و بىدينى تظاهر كرد و هرگز زن نگرفت و از فلسفه و علوم