سيد على اكبر برقعى قمى
364
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و لست كمن اخنى عليه زمانه * فظل على احداثه يتعتب تلذ له الشكوى و إن لم يجد بها * شفاء كما يلتذ بالحك اجرب و در جواب معشوقه كه از شب او پرسيد چگونه است گفته : جاءت تساءل عن ليلى فقلت لها * و صورة الهم تمحو صورة الجذل ليلى بكفك فاغنى عن سؤالك لى * ان بنت طال و ان واصلت لم يطل نورانى به كار تجارت اشتغال داشت و مالالتجاره به خراسان و مصر و عراق و شام حمل كرد و از اين راه معاش نمود و مدّتى در بغداد زيست و در سال 580 درگذشت . نورى : منسوب است به نور و آن نام سه موضع است : اوّل : نور مازندران در مغرب شهر آمل و از اين قريه است حاج ميرزا حسين بن محمّد تقى نورى طبرسى از اعلام محدّثان معاصر و از اعاظم متتبعان حديث و صاحب كتاب نفس الرحمن در فضائل سلمان و كتاب معالم العبر فى استدراك المجلّد السابع عشر ( و اين كتاب مستدرك جلد هفدهم بحار الانوار است ) و كتاب مستدرك الوسائل ( در سه مجلّد ) و كتاب فصل الخطاب و كتاب دارالسلام و كتاب النجم الثاقب و كتاب الكلمة الطيّبة و غير اينها و متوفّاى 1320 . و حاج شيخ فضل اللّه بن عبّاس نورى داماد حاج ميرزا حسين نورى از علماى مبرّز و فقهاى بارع معاصر وى در تهران زيست و با حكومت مشروطه به مبارزه برخاست و در سيزدهم شهر رجب 1329 به دار آويخته شد و در صحن مطهّر قم در بقعهء خانوادگى مدفون گرديد . دوستانش او را به قصايدى ستودند و مرثيت گفتند و دشمنانش از آزادىخواهان او را به قصايد و اشعارى نكوهيدند ، از جمله : اديب شهير شهاب الدّين سيّد احمد رضوى معروف به اديب پيشاورى متوفّاى 1349 او را به قصيدتى مرثيت گفت به اين مطلع : لا زال من فضل الإله و جوده * جود يفيض على ثراك همولا و علّامه ميرزا محمّد على اردوبادى قصيدهاى در مرثيت او نظم كرد به اين مطلع : لقد اودى به فضل اللّه خطب * شديد بطشه خشن اللقاء دوّم : منسوب است به نور از قراى بخارا در پيش كوهى كه در آنجا قبور و مشاهد صالحين است و از آن قريه است ابو موسى عمران بن عبد اللّه نورى بخارى در شمار محدّثان . سوّم : منسوب است به نوريه و آن قريهاى است از قراى حلّه و از اين قريه است حسين بن هدّاب ديرى نورى و در ديرى گذشت . « 1 »
--> ( 1 ) - و نيز احمد بن محمّد نورى ، مكنّى به ابو الحسين در شمار اكابر مشايخ صوفيّه است و او را امير القلوب و شمس العرفاء مىگفتند ، از مريدان سرى سقطى و از اقران جنيد بود ( ريحانة الأدب : 7 / 417 ) . و نيز علىّ بن ملّا جمشيد مازندرانى نورى در شمار فقيهان اماميّه و از شاعران قرن سيزدهم است ، ازآنپس كه تحصيلات مقدّماتى را در مازندران و قزوين به پايان برد به اصفهان رفت و نزد آقا محمّد بيدآبادى تلمّذ كرد و با ميرزاى قمّى و سيّد شفتى و حاجى محمّد ابراهيم كرباسى مجالست و مكاتبت داشت و در سال 1246 قمرى در اصفهان درگذشت و در نجف به خاك سپرده شد . از اوست : حاشيهاى بر اسفار ملّا صدرا ، تفسير منظوم سورهء توحيد ، حاشيه بر شرح فوائد شيخ احسايى ، حاشيه بر شرح شواهد ربوبيّهء ملا صدرا ، حاشيه بر مشاعر ملّا صدرا ، حجة الاسلام فى ردّ ميزان الحق . از شعر اوست : -