سيد على اكبر برقعى قمى
361
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
نميرى : منسوب است به نمير بر وزن زبير و آن نام نمير بن عامر بن صعصعة بن معاويه است پدر قبيلهاى معروف در عرب و از اين قبيله است ابو علقمهء نحوى نميرى كه از لغات عرب اطّلاعات وسيع داشت و در سخنانش لغات غريب به كار برد و دراينباره داستانها دارد . از جمله : در يكى از شوارع بصره حالت صرعى پيدا كرد و بىهوش روى زمين افتاد و مردم گردش انجمن شدند و از ميان آن جمع كسى گوش او را گرفت و در گوشش اذان خواند وقتى ابو علقمه به هوش آمد و مردم را پيرامون خود ديد گفت : « ما لكم تكاكاتم علىّ يتكأكئون على ذى جنة افرنقعوا عنّى ؛ يعنى مگر من ديوانهام كه دور من جمع شديد دور شويد از من » . كسى از آن ميان بانگ برداشت كه : « او را به حال خود گذاريد زيرا شيطانش به لغت هندى سخن مىكند » . و ابو زيد عمر بن شبيه نميرى بصرى صاحب تاريخ بصره و متوفّاى 263 . نميله : بر وزن جهينه نام نميلة بن عبد اللّه ليثى صحابى است . نميلى : منسوب است به نميل بر وزن كميل . ابن نديم در فهرست گفت : بعضى او را نملى خوانند ترجمت او بيش از اين شناخته نشد . و از اوست كتاب الشذور فى مؤامرات الخلفاء . نوائى : منسوب است به نوا بر وزن رها و آن قريهاى است در سه فرسنگى سمرقند و از آن قريه است ابو جعفر محمّد بن مكّى بن نضر نوايى و ابو الحسن سعيد بن عبادهء نوايى هر دو در شمار محدّثان . و نيز منسوب است به نوا و آن قريهاى است در دومنزلى دمشق و گويند : « ايّوب پيغمبر ازآنجا بوده است » . و در نووى بيايد . « 1 » نواس : بر وزن گشاد و ابو نواس كنيت حسن ابن هانى شاعر مشهور است كه در بصره از مادر زاد و در كوفه نشو و نما كرد و معاصر امين و مأمون خليفهء عبّاسى بود . وقتى امين او را به زندان افكند ابو نواس در زندان اين دو بيت را نوشت و نزد امين فرستاد : قل للخليفة انّنى * حتّى اراك بكلّ باس من ذا يكون ابا * نواسك إذ حبست ابا نواس
--> ( 1 ) - و نيز امير على شير بن الوس نوايى ملقّب به نظام الدّين از احفاد جغتاى پسر چنگيز از اعاظم دانشمندان و شعرا و ادباى قرن نهم هجرى و از مشاهير وزراى سلطان حسين ميرزا بايقرا كه به دو زبان تركى و فارسى شعر مىسرود و هنگام وزارت همواره مشوّق و حامى هنرمندان و شاعران بود و به مولانا عبد الرحمن جامى ارادت مىورزيد . از اوست : مجالس النفائس ، خمسة المتحرين در شرح حال جامى به زبان تركى ، سراج المسلمين ، محبوب القلوب ، نظم الجواهر ، تاريخ الانبياء ( تركى ) ، تاريخ ملوك عجم ( تركى ) ، نسائم المحبّة ، خيرة الابرار ، ديوان فارسى ، ترجمهء تركى نفحات الانس جامى ، ديوان تركى شامل چهار كتاب ، اسكندرنامه يا سدّ سكندرى ، اربعين منظوم ، فرهاد و شيرين ، سبعه سياره ، مثنوى لسان الطير ، عروض تركى ، محاكمة اللغتين منشآت تركى ، منشآت فارسى ، مفردات در معمّا و در سال 906 قمرى در 63 سالگى درگذشت از اشعار اوست : رسد هركس به مقصودى ز يا رب يا رب شبها * چرا مقصود من حاصل نشد يا رب ز يا ربها نگويم بهر تشريف قدومت خانهاى دارم * غريبم ، خاكسارم ، گوشهء ويرانهاى دارم ( لغتنامه / دهخدا : 6 / 833 ) .