سيد على اكبر برقعى قمى
358
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
احاديث او طعن زنند و او را به جعل حديث متّهم كنند و گويند در ميان احاديث او حديث صحيحى نيست . نقّاش در سال 531 درگذشت و در خانهء خود در دار القطن مدفون گرديد . « 1 » نقّاض : بر وزن شدّاد لقب زكريّا بن عبد اللّه نقّاض كوفى است از محدّثان اماميّه و هيچ ندانستم از چه روى او را نقّاض گفتند و نقّاض كسى است كه بنا را خراب كند و استخوان را بشكند و ريسمان تا بداده را باز كند و پيمان را بشكند و كار استوار را سست و تباه كند و مجلسى اوّل گفته كه : « بناهاى كهنه را مرمّت كند » . نقركار : بر وزن مهرساز معرّب نقرهكار كسى كه نقره را ذوب كند و به هر شكل كه خواهد بسازد و آن لقب جمال الدّين عبد اللّه عجمى است در شمار اديبان و فاضلان و شارح كتاب اللباب و شارح كتاب الشافية در تصريف . نقشبند : بر وزن دستبند لقب بهاء الدّين بخارى است مؤسّس سلسلهء نقشبندى و از بزرگان مشايخ اين فرقه و عبد الرحمن جامى پيرو طريقت او بود و پس از وفات سعد الدّين محمّد كاشغرى خلافت سلسلهء نقشبنديّه به او رسيد . نقشبند در سال 971 در روستايى به نام قصر عارفان در يك فرسنگى بخارا از دنيا رفت و در همانجا مدفون گرديد و او را نقشبند ازاينجهت گفتند كه كار پدرانش كمخابگرى « 2 » بوده است . نقطه : بر وزن نكته و ابن نقطه كنيت مشهور معين الدّين ابو بكر محمّد بن عبد الغنىّ بن ابى بكر بغدادى است در سلك محدّثان و فاضلان و صاحب كتاب التقييد لمعرفة الرواة و السنن و المسانيد و اين دو بيت در خوددارى كردن از اظهار درد پيش اين و آن از اوست : لا تظهرن لعاذل او عاذر * حاليك فى السراء و الضراء فلرحمة المتوجعين مرارة * فى القلب مثل شماتة الاعداء و در سال 629 درگذشت . نقوى : منسوب است به امام علىّ النقى عليه السّلام فرزند حضرت جواد عليه السّلام و نيز منسوب است به نقو
--> ( 1 ) - و نيز علىّ بن عبد القادر بن محمّد ميقاتى ملقّب به نور الدّين و مشهور به نقّاش از دانشمندان قرن نهم مصر است كه در گاهشمارى تصانيفى دارد از آن جمله است : كتاب عمدة الحذاق فى العمل فى سائر الآفاق متوفّى 880 ( الأعلام / زركلى : 4 / 301 ) . و نيز ابراهيم بن يحيى اندلسى مغربى قرطبى مكنّى به ابو اسحاق و ملقّب و معروف به نقّاش در شمار رياضىدانان و منجّمان قرن پنجم است و آلت زرقاله در نجوم از اختراعات اوست بدين جهت او را زرقالى و زرقلى نيز گفتهاند ( ريحانة الأدب : 6 / 225 ) . و نيز محمّد بن علىّ بن عمرو بن مهدى اصفهانى مكنّى به ابو سعيد و مشهور به نقّاش از ثقات محدّثان قرن چهارم و پنجم است . براى جمعآورى حديث به مكّه و مدينه و بغداد و بصره و كوفه و مرو و جرجان و دينور و نيشابور و همدان و نهاوند سفر كرد . از اوست : كتاب القضاء و الشهود متوفّى 414 ( الأعلام / زركلى : 6 / 275 ) . و نيز اسماعيل بن عبد اللّه بن على حلبى ملقّب به منتخب الدّين و معروف به نقّاش در شمار فقهاى اصولى قرن هفتم و هشتم است از موطنش حلب به مكّه سفر كرد و ازآنجا به يمن و در زبيد آن شهر اقامت گزيد و مقام و منزلتى يافت و در همانجا به سال 711 درگذشت ( الأعلام / زركلى : 1 / 318 ) . ( 2 ) - كمخاب بر وزن گرداب جامهء منقّش باشد و كمخابگر كسى است كه پارچه را نقش و نگار كند ( مؤلّف ) .