سيد على اكبر برقعى قمى

355

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

انظر إلى السحر تجرى فى لواحظه * و انظر إلى دعج فى طرفه الساجى و انظر إلى شعرات فوق عارضه * كأنّهن نمال دب فى عاج و باز در غزل گفته : لك خد تذيبه الأبصار * يخجل الورد منه و الجلنار لا تغيبى عن ناظرى فانّى * انا من لحظتى عليك اغار نفطويه كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب التاريخ و كتاب الاقتصادات و كتاب البارع و كتاب غريب القرآن و كتاب المقنع در نحو و كتاب الوزراء و كتاب الملح و كتاب الامثال و كتاب القوافى و كتاب امثال القرآن و غير اين‌ها و در سال 323 درگذشت . و امّا اينكه چرا او را نفطويه گويند ثعالبى گفته كه : « او را نفطويه گفتند از اين نظر كه به نفط شباهت داشت زيرا داراى صورتى گندمگون و كريه بود و لفظ ويه را ازاين‌جهت بر نفط افزودند كه نحوى بود و بر طريقت سيبويه رفت و كتاب او را درس داد » . نگارنده گويد : « اين سخن كه رخسارى نازيبا و گندمگون داشت درست است امّا چرا به نفط آن را تشبيه كرده‌اند و هرگاه منظور سيه‌چردگى اوست چيزهاى ديگر كه سياه است و معمولا به آنها تشبيه كنند كم نيست . و من تصوّر مىكنم كه او را از جهت سرعت انتقال و برافروختگى خاطرش به نفط كه جسمى است سريع التوقد ( زود برافروز ) تشبيه كرده‌اند و كسى را كه به جودت ذهن بخواهند بستايند گويند داراى ذهنى وقّاد است يعنى افروزنده و روشن . يقال : رجل وقاد ؛ اى سريع توقد القلب ؛ يعنى قلبش زود مىدرخشد . و كلمهء ويه عربى نيست بلكه فارسى است كه در مقام اعجاب به كار برند يعنى چه خوب بنابراين نفطويه لقبى مذموم نيست و حتّى براى اينكه چهره‌اى نازيبا و يا بالاتر رخسارى كريه داشت او را نفطويه نگفته‌اند امّا دشمنانش از لفظ نفطويه استفاده كرده و بخصوص در اشعار آن را لقب مذمومى براى او شمرده‌اند ، از جمله : ميان نفطويه و ابن دريد صفا و دوستى نبود نفطويه كتاب جمهرهء ابن دريد را كه ديد گفت : ابن دريد بقرة * و فيه لوم و شره قد ادعى بجهله * جمع كتاب الجمهرة و هو كتاب العين * الا انه قد غيره و آن شعر به ابن دريد رسيد در جواب او گفت : لو انزل الوحى على نفطويه * لكان ذاك الوحى سخطا عليه و شاعر يدعى به نصف اسمه * مستاهل للصفع فى اخدعيه « 1 » احرقه اللّه به نصف اسمه * و صير الباقى صراخا عليه و محمّد بن زيد واسطى در هجو او گفته است : من سره ان لا يرى فاسقا * فليجتهد أن لا يرى نفطويه و ديگرى گفته : لا خير فى النحو و طلايه * ان كان منسوبا إلى نفطويه احرقه اللّه به نصف اسمه * و نصفه الآخر يبكى عليه و ابن بسّام شاعر گفته است :

--> ( 1 ) - اخدعان : دو رگى باشد در دو طرف گردن ( مؤلّف ) .