سيد على اكبر برقعى قمى

347

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

ز استاد چو وصف جام جم بشنيدم * خود جام جهان‌نماى جم من بودم و محمّد نسوى در شمار كاتبان و مستوفيان ديوان عماد الدّين زنگى و از اوست : رو در صف دوستان ما باش مترس * خاك ره آستان ما باش مترس گر جمله جهان قصد به جان تو كنند * دل فارغ دار از آن ما باش مترس و ابو بكر محمّد بن قاسم نسوى در شمار فقيهان و در عين حال شاعران و ثعالبى گفته كه از اوست در زرگر پسرى : و شادن صائغ هام الفؤاد به * و حبّه فى سواد القلب قدر سخا يا ليتنى كنت منفاخا على فمه * كيما اقبل فاه كلّ ما نفخا و نيز از اوست در آن زرگر بچه : قد قلت ذا قلب رخى فارغ * حتّى ابتليت بحبّ بدر بازغ و لقد رضيت بان اكون سبيكة * فاصاغ فى حانوت ذاك الصائغ « 1 » نشائى : سيوطى در بغية الوعاة نشائى را با شين نقطه‌دار در ترجمت عزّ الدّين عمر بن احمد بن احمد ابن مهدى مدلجى نشائى ذكر كرده است امّا من نه جايى را به آن نام ديدم و نه پدر قبيله‌اى را و تصوّر مىكنم نسايى بوده منسوب است به نسا و نسخه‌گيران ندانسته و يا از روى اشتباه سين را شين كرده‌اند و يا از اغلاط چاپى است و در كتب مطبوعه از اين قبيل اغلاط كم نيست . بارى عزّ الدّين مدلجى نسائى ، فقيه و اصولى و نحوى و اديب بود و جمعى از محضر درسش دانشمند بيرون آمدند و از اوست : كتاب مشكلات الوسيط و در سال 710 درگذشت . نشترى : منسوب است ( بر خلاف قياس ) به نشترا بر وزن قهقرا از قراى بغداد و از آن قريه است ابو محمّد عبد الخالق بن انجب بن معمر بن حسن نشترى در عداد فقيهان و اديبان . نشوان : بر وزن رحمان نام ابو سعيد نشوان بن سعيد حميرى يمنى است از فقيهان و اديبان و لغويان و نحويان و مورّخان . و از اوست : كتاب شمس العلوم و شفاء كلام العرب من الكلوم در لغت و غير آن كتاب و نيز قصيدهء حائيّهء مشهور كه مطلعش اين است : الأمر جد و هو غير مزاح * فاعمل لنفسك صالحا يا صاح وى در قسمتى از يمن فرمانروايى كرد . ابتدا چندين قلعه و حصار را تسخير كرد و سپس مردم جبل صبر ، او را به سلطنت برگزيدند و در سال 573 درگذشت . نشورى : منسوب است به نشور بر وزن شعور از قراى دينور و ازآنجاست ابو بكر محمّد بن عثمان ابن عطاء دينورى نشورى در شمار محدّثان . نشوى : بر وزن صفوى منسوب است به نشوى بر وزن صنما بر خلاف قياس . ياقوت گفته كه : « آن از شهرهاى آذربايجان است » . و به نظر مىرسد كه نشوى همان نخجوان باشد كه يا به تحريف

--> ( 1 ) - و نيز محمّد بن احمد بن علىّ بن محمّد نسوى ملقّب به نور الدّين منشى مخصوص سلطان جلال الدّين منكبرنى و صاحب كتاب سيرة جلال الدّين است . وى در نيمهء اوّل قرن هفتم مىزيست و تا سال 628 كه سلطان جلال الدّين زنده بود منصب كتابت انشاى وى را داشت و در سال 629 در ميافارقين سكونت گزيد و در اينجا به تصنيف كتاب نفثة المصدور به زبان فارسى در شرح زندگى مصيبت‌بار خود پرداخت ( لغتنامه / دهخدا : 45 / 487 ) .