سيد على اكبر برقعى قمى

339

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

نجيّه : بر وزن صفيّه نام نجيّة بن حارث عطّار است از محدّثان اماميّه و نام ابو الحسن نجيّة بن يحيى بن خلف بن نجيّه رعينى اشبيلى است در شمار اديبان و نحويان و مقرئان و متوفّاى 591 و نام پدر مسيب بن نجيّه فزارى است در طبقهء تابعين و هم از زمرهء توّابين كه به خونخواهى امام حسين عليه السّلام قيام كرد و در سال 65 كشته گرديد و ابن نجيّه كنيت علىّ بن نجّاد حنبلى است از زمرهء واعظان . نحّاس : با حاى بىنقطه بر وزن شدّاد به معنى مسگر لقب نياى ابو جعفر احمد بن محمّد بن اسماعيل نحّاس مصرى است معروف به ابن نحّاس . وى مصر را براى طلب علم ترك كرد و به بغداد رسيد و از مبرّد و اخفش و زجّاج و نفطويه اساتيد ادب آن عصر علوم ادبيّه را فراگرفت و به مصر باز گشت و به كار تعليم و تدريس و تصنيف پرداخت و نزديك به پنجاه كتاب تصنيف كرد ، از جمله : تفسير القرآن الكريم و كتاب اعراب القرآن و كتاب التفاحه ( در نحو ) كتاب ادب الكتّاب ( نويسندگان ) و كتاب ادب الملوك و كتاب معانى الشعر و غير اين‌ها . گويند : « با همهء اطّلاع وسيعى كه در علوم ادبيّه داشت مردى بود بخيل ، گرسنه چشم ، تنگ نظر و خسيس و بر خويشتن سخت‌گير چندان‌كه كسى عمامه‌اى به او پيشكش نمود ابن نحّاس او را سه قطعه كرد و آن را براى خود سه عمامه نمود و خريدارى حوايج خود را به سرشناسان واگذاشت ، با اين وصف چون دانشمند بود به مجلس درسش رغبت نمودند » . و در سال 388 درگذشت . چنين گويند كه : « سبب مرگش اين بود كه بر ساحل نيل نشست جايى كه مقياس فزونى آب در ايّام زيادتى آن بود و شعرى را تقطيع مىكرد و با افاعيل عروضى مىسنجيد . بعضى از عوام بر او گذشت و با خود گفت : اين مرد جادوگر است و با جادوگرى خود مىخواهد از افزايش آب نيل جلوگيرى كند و با اين كار خود قيمت‌ها را بالا برد و مردم را پريشان حال گرداند ، با پا او را در آب نيل انداخت و كسى از آن حال مطّلع نگرديد » . و نيز نحّاس نام نياى محمّد بن ابراهيم مصرى است معروف به ابن نحّاس كه در علوم ادبى و منطق و هندسه بارع بود . گويند : « زن نگرفت و انگور نخورد و با تكلّف نزيست . دستارش كوچك و محضرش لطيف و اخلاقش ستوده و به صدق و عدالت موصوف بود » . و در سال 698 درگذشت . و نحّاس لقب احمد بن ابراهيم بن محمّد دمشقى دمياطى شافعى است از اديبان و فاضلان و صاحب كتاب مصارع العشاق و كتاب مثير الغرام إلى دار السلام و كتاب تنبيه الغافلين عن اعمال الجاهلين و متوفّى 814 . و ابو المعالى نحّاس اصفهانى از افاضل دربار سلجوقى است و در فنّ استيفا و سياق ماهر بود و ديوان ملكشاه به او محوّل گرديد و هم ديوان سلطان محمّد بر كياروق و از اين رهگذر اموال بسيارى فراهم كرد و چون ميان آن دو برادر نزاع درگرفت به حلّه گريخت و به صاحب آن سيف الدّين صدقه پناه برد . صدقه مقدمش را گرامى داشت و او را به وزارت المستظهر رسانيد امّا چون خسيس بود اركان دولت با او مخاصمت ورزيدند و خليفه را بر آن داشتند كه ابو المعالى را مؤاخذه و مقيد گرداند ، خليفه او را به زندان افكند ، ابو المعالى از زندان گريخت و در همدان با حالى پريشان روزگار را به سر برد تا در سال 507 درگذشت .