سيد على اكبر برقعى قمى
337
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
رسالهء اهوازيّه را نوشت و اين رساله را شهيد ثانى در كتاب كشف الرّيبة نقل كرده و علاء الدّين گلستانه آن را شرح نموده است . سوّم : لقب قيس بن عمر بن مالك حارثى است از تيرهء بنى الحارث بن كلب و از شعراى توانا و بدزبان و سست اعتقاد چندانكه از ارتكاب معصيت ابا نداشت . ابو سمّاك عدوى گفت : « در روز ماه رمضان بر من گذشت و گفت : دربارهء كلّههاى گوسفندى كه در تنور پخته و در تمام روز براى خوردن آماده است چه مىگويى ؟ گفتم : اى واى در روز ماه رمضان چنان سخن كنى ؟ گفت : ماه رمضان و ماه شوّال بىتفاوت است . پرسيدم : پس از خوردن روزه چه چيز بياشاميم ؟ گفت : بادهاى كه روح را نشاط بخشد و در خون و استخوان بدود و سخن گفتن را آسان كند . هر دو در خانه فرو شدند و خوردند و نوشيدند و حرارت باده در مغزشان اثر گذاشت و به فخرفروشى شروع كردند و هريك مفاخر خود را برشمرد و آنقدر بانگشان را بلند كردند كه همسايه را خبر نمودند . او نيز خبر به علىّ ابن ابى طالب عليهما السّلام برد . على عليه السّلام در طلب آنان كس فرستاد و ابو سمّاك بگريخت و نجاشى دستگير شد و او را نزد على عليه السّلام بردند . على به او گفت : واى بر تو ! فرزندان ما روزه باشند و تو روزه مىخورى و هشتاد و هفت تازيانه به او زد . پرسيد تازيانهء علاوه براى چه بود ؟ گفت : براى اينكه حرمت ماه رمضان را هتك كردى . نجاشى از آن كار برآشفت و به شام رفت و به معاويه پيوست و مردم كوفه را به اين ابيات هجو كرد : إذا سقى اللّه ارضا صوب غادية * فلا سقى اللّه اهل الكوفة المطرا التاركين على طهر نسائهم * و الناكحين بشطى دجله البقرا و السارقين إذا ماجن ليلهم * و التاليين إذا ما اصبحوا السورا » . و از شعر خوب اوست : انّى امرؤ قل ما اثنى على احد * حتّى ارى بعض ما ياتى و ما يذر لا تحمدن امرؤ حتّى تجربه * و لا تذمن من لم يبله الخير نجده : بر وزن سجده نام نياى محمّد بن حسين ابن محمّد طبرى است معروف به ابن نجده در شمار اديبان و خطّاطان و از شعر اوست در اهمّيّت پرسيدن و نادانى را به سؤال از ميان بردن : شفاء العمى حسن السؤال و انّما * يطيل العمى طول السكوت على الجهل فكن سائلا عمّا عناك و انّما * خلقت اخا عقل لتسأل بالعقل و نيز نجده نام نياى شمس الدّين ابو جعفر محمّد ابن عبد العلىّ بن نجده است او نيز معروف به ابن نجده و از علماى اماميّه است و همان كسى است كه شهيد اجازهء نقل حديث به او داد اجازتى طولانى و مفصّل . « 1 » نجرانى : منسوب است به نجران بر وزن رحمان و آن نام چندين موضع است ، از جمله : نجران يمن . و از جمله : نجران دمشق در قسمت
--> ( 1 ) - و نيز نجدة بن عامر حرورى حنفى رئيس طايفهء حروريّه از خوارج و مؤسّس فرقهء نجديّه يا نجدات در سال 36 متولّد شد و در سال 66 در يمامه خروج كرد آنگاه به بحرين رفت و در سال 68 كشته شد ( الأعلام / زركلى : 8 / 10 ) .