سيد على اكبر برقعى قمى

322

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

لباس فاخر خود را پوشيد و بر همان علما در همان مجلس درآمد . علماى حاضر چون او را بديدند بپاخاستند و محترمانه او را بر صدر مجلس و مقدّم بر همه نشاندند و به سخنانش گوش دادند و هم در ضمن احاطهء او را در چندين علم بدانستند و او را به ميهمانى خواندند ! ابن ميثم بر سر سفره كه از طعامهاى رنگارنگ پر بود به آستين خود اشاره كرد و گفت : كل يا كم ؛ يعنى آستين ، تو بخور و اين همه تعظيم و تبجيل و اين سفرهء پر از طعام براى تو است و گرنه من همان كسم كه با لباس فقيرانه در همين مجلس آمدم ، نه كسى از من احترام كرد و نه كسى گوش به سخنم داد » . و راستى حقيقتى را گفت و بر واقعيّتى وقوف يافت و بىرحمانه بر علما تاخت و بىباكانه چنان اشعارى را نظم كرد . من نيز در مدح زر و ذمّ فقر اشعارى گفته‌ام كه اين چند بيت از آن است : علم بىشكّ بود از زر برتر * نزد هركس كه بود اهل نظر ليك بيرون مبر از خاطر هم * داستان كم ابن ميثم باشى ار اعلم و آنگه بىمال * جا دهندت همه در صفّ نعال زر اگر كرد تو را والاقدر * در مجالس همه جا باشى صدر ميثمى : منسوب است به ميثم تمّار و آن لقب ابو الحسن علىّ بن اسماعيل بن شعيب بن ميثم تمّار است در شمار متكلّمان اماميّه و نخستين كسى است از علماى اماميّه كه بر روش علم كلام سخن گفت و كتاب نوشت و با مخالفان مناظره كرد و چندين كتاب در امامت تصنيف نمود ، از جمله : كتاب الامامة و كتاب الكامل و كتاب الاستحقاق و كتاب مجالس هشام بن حكم . ميثمى از مردم كوفه بود و در بصره زيست و با ابو هذيل علّاف و نظّام از متكلّمان عامّه معاصر بود و با هريك مناظره نمود و مناظرهء او با نصرانى خالى از لطف نيست و آن را به اختصار نقل مىكنم : « از نصرانى پرسيد اين صليب چيست كه بر گردنت آويخته‌اى ؟ گفت : چيزى است شبيه به صليبى كه عيسى را بر آن آويختند . پرسيد : آيا عيسى دوست داشت كه او را بر دار زنند ؟ گفت : نه . پرسيد : آيا عيسى بر پشت حمار نشست و الاغ او را به جايى كه خواست برد ؟ گفت : آرى . پرسيد : آيا عيسى دوست مىداشت كه الاغ زنده بماند تا او را به مقصد برساند ؟ گفت : آرى . گفت : پس تو چيزى را كه عيسى مىخواست بماند و سوار آن شود رها كردى و چيزى را كه نمىخواست بر آن سوار شود و به اجبار بر آن سوارش كردند برگزيدى و بر گردنت آويختى . در اين صورت آيا بهتر نبود كه الاغ را بر گردنت مىآويختى ؟ چيزى را كه عيسى دوست مىداشت و بر جاى صليبى كه آن را دشمن داشت » . مىدانى : منسوب است به ميدان بر وزن شيطان عرصه‌اى است كه در آن چوگان‌بازى و يا جنگ و يا بازى دست‌جمعى كنند و آن عربى است و در فارسى مانند عربى مستعمل است و نام چندين موضع است ، از جمله : ميدان زياد بن عبد الرحمن در نيشابور و هم از محلّات آن .