سيد على اكبر برقعى قمى

312

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

موصلى : منسوب است به موصل بر وزن موعد و آن شهرى است مشهور در عراق و از آن شهر است ابراهيم بن ماهان بن بهمن معروف به نديم موصلى از موسيقىدانان مشهور و فرزندش ابو اسحاق بن ابراهيم موصلى كه در علوم ادبيّه و فقه و حديث بارع بود و فنّ موسيقى او بر جنبه‌هاى علمى او مىچربيد . و مأمون گفت : « اگر اسحاق به موسيقى شهره نبود او را منصب قضا دادم زيرا از همهء قاضيان پارساتر و متديّن‌تر و امين‌تر و سزاوارتر است » . مرزبانى از محمّد بن عطيّهء شاعر حكايت كرد كه گفت : « در مجلس يحيى بن اكثم قاضى بودم و در آن مجلس اسحاق موصلى و جمعى از دانشمندان بودند . اسحاق با متكلّمان آن مجلس مناظره كرد و متكلّمان به نبوغش در آن علم اقرار كردند و با فقيهان مباحثه كرد و بر آنان چيره گرديد و در شعر و لغت لب به سخن گشود و بر همهء حاضران فايق آمد ، آنگاه به يحيى رو كرد و گفت : آيا در مناظره‌اى كه كردم نقصى مشاهده كردى ؟ گفت : نه ، پرسيد پس چرا من در علومى كه مىدانم به كار نپردازم و فقط در يك فنّ شهره باشم ؟ يحيى به عطوى كه اهل جدل و بحث بود گفت : جواب اسحاق با تو است . عطوى به شرحى كه در معجم الادباء مسطور است او را اقناع كرد امّا يحيى بن اكثم به او گفت : برهانت قانع‌كننده بود امّا در مورد اسحاق درست نبود زيرا در آن علم‌ها كه برشمردى و اعلام آن را مقدّم بر اسحاق دانستى چه بسا كه اسحاق در همان علوم مانند آنان باشد و بر آنان بچربد و در زمان ما نظير اسحاق كم است » . و از اوست : كتاب الاغانى ، اغنيه‌هاى خاصّ او و كتاب اخبار المغنين المكبين و كتاب اللحظ و الاشارات و كتاب جواهر الكلام و كتاب الرقص و الزفن « 1 » و كتاب النغم و الايقاع و كتاب قيان الحجاز و غير اين‌ها و اخبار اسحاق بسيار است و در سال 235 به مرض ذرب « 2 » درگذشت و از نظم اوست در زمان پيرى و وداع با خوشيها : سلام على خير القلاص مع الركب * و وصل الغوانى و المدامة و الشرب سلام امرئ لم يبق منه بقية * سوى نظر العينين او شهوة القلب لعمرى لقد حلئت عن منهل الصبا * لقد كنت ورادا لمشرعه العذب ليالى اغدو بين بردى لاهيا * انيس كغصن البانة الناعم الرطب موقّع : بر وزن مشدّد به معنى آن‌كس كه هدف بلايا باشد و آن نام موقّع بن ثمامة بن آثال اسدى صيداوى است در طبقهء تابعان و در زمرهء ياران امام حسين و در جنگ جراحتى برداشت و بىهوش گرديد بنى اسد كه با او از يك قبيله بودند پنهانى او را به كوفه بردند و پنهانى او را معالجه كردند ، خبر به ابن زياد رسيد خواست او را بكشد ، عشيره‌اش شفاعت كردند و ابن زياد از كشتنش درگذشت لكن بند بر او نهاد و به زاره « 3 » نفى كرد و پس از يك سال در منفاى خود درگذشت .

--> ( 1 ) - زفن بر وزن معن به معنى رقص است و يا اخصّ از آن ( مؤلّف ) . ( 2 ) - ذرب ، بر وزن تعب ، فساد معده است ( مؤلّف ) . ( 3 ) - زاره بر وزن ساره نام قريه‌اى است در بحرين و قريه‌اى است در طرابلس غرب ( مؤلّف ) .