سيد على اكبر برقعى قمى

15

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

عبيد : با ضمّ اوّل بر وزن زبير مصغّر عبد از اعلام است و نام بسيارى از صحابه و محدّثان و اديبان و شاعران . و بايد دانست كه عبيد بر وزن امير جمع عبد است به معنى بندگان و در نام‌گذارى بسيار اندك به كار رفته است و از اين مورد بسيار كم نام عبيد اين سريه است كه ترجمتش در جرهمى گذشت و در ميان اعلام جز او را به نام عبيد بر وزن امير نيافتم و در موارد ديگر عبيد است بر وزن زبير و عبيدة با تاى تأنيث بر وزن زبيدة از اعلام زنان است . « 1 » عبيديّين : با ضمّ اوّل و كسر دوّم منسوب است به عبيد اللّه بن حسن بن علىّ بن محمّد بن علىّ ابن موسى بن جعفر صادق بنيانگذار سلطنت قسمتى از آفريقا كه سپس دامنهء آن به مصر كشيد و مدّت 271 سال خلافت در خاندان او بماند و اين سلسله را خلفاى عبيديّين به نام سرسلسله اينان گويند . نيز خلفاى فاطميّين ازاين‌روى كه با فاطمه دختر پيغمبر پيوند رسانند و از آن خاندان چهار ده كس خلافت كرد بدين روش : 1 - عبيد اللّه بن حسن كه نسب او گذشت و بعضى نسب او را به اسماعيل بن امام جعفر صادق عليه السّلام رسانند از سال 296 تا سال 322 و شهر مهديّه را در آفريقا او بنا كرد و لقب خود را مهدى گذاشت . 2 - نزار بن عبيد اللّه تا سال 334 ملقّب به قائم . 3 - اسماعيل بن نزار ملقّب به منصور تا سال 349 و بانى شهر منصوريّه . 4 - معد ابن اسماعيل ملقّب به معز ( المعز لدين اللّه ) تا سال 365 و او مصر را بر دست قائد شهير خود جوهر ابن عبد اللّه در سال 358 فتح كرد و جوهر بر منبر خطبه به نام او خواند . نام خلفاى بنى العبّاس را از خطبه برانداخت و از بناهاى او شهر قاهره و جامع ازهر است . 5 - ابو منصور نزار بن معد ملقّب به عزيز ( العزيز باللّه ) تا سال 386 و او مردى اديب و فاضل و شاعر بود و اين اشعار را در روز عيدى كه فرزندش در آن روز بمرد گفت : نحن بنو المصطفى ذوو محن * يجرعها فى الحياة كاظمنا عجيبة فى الأنام محنتنا * اولنا مبتلى و اخرنا يفرح هذا الورى بعيدهم * و نحن اعيادنا مأتمنا 6 - منصور بن نزار ملقّب به حاكم ( الحاكم بامر اللّه ) تا سال 411 . 7 - ابو هاشم علىّ بن منصور ملقّب به ظاهر ( الظاهر لا عزاز دين اللّه ) تا سال 427 . 8 - ابو تميم

--> - و نيز عنترة بن شدّاد بن عمرو بن قراد يا عنترة بن عمرو بن شداد بن عمرو بن معاوية بن قراد نجدى عبسى از قبيلهء عبس است و از جهت شكاف لب زيرينش ملقّب به فلجاء بود . مادرش زبيبه كنيز حبشى بود ، پدر ابتدا او را نفى ولد كرد و چون به سنّ رشد رسيد مجدّدا به فرزندىاش اقرار كرد . فريد وجدى مىنويسد : « چون از طرف مادر كنيز بود به رسم جاهليّت ابتدا بردهء پدرش بود چون به سنّ رشد رسيد در جنگى از خود شهامت و شجاعت نشان داد او را آزاد كرد و به فرزندى پذيرفت . وى يكى از دلاوران زمان خود به فنون جنگى بود ، شاعرى فصيح بود . قصيدهء ميميّهء او كه 79 بيت است مشهور مىباشد و چندين بار در برلن و ايران و بيروت و قاهره چاپ شده . اين قصيده از جهت طراوت خاصّى كه دارد در ميان اعراب به مذهّبه موصوف گرديده و ديوانى نيز دارد كه در اوّل آن همين قصيده آمده است و متوفّى 615 ميلادى » . ( دايرةالمعارف / فريد وجدى : 6 / 758 ) . ( 1 ) - و نيز عبيد بن ابرص بن عوف بن جشم اسدى از قبيلهء مضر است وى شاعر و هم از بزرگان زمان جاهليّت بود و يكى از اصحاب مجمهرات است ( لغتنامه / دهخدا : 33 / 94 ) .