سيد على اكبر برقعى قمى
86
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
بوزجانى : با ضمّ باى ابجد و سكون واو و فتح زاى نقطهدار در عربى و سكون آن در فارسى منسوب است به بوزجان كه قريهاى است از قراى نيشابور « 1 » و ابو الوفاء محمّد بن محمّد بن يحيى بن اسماعيل بن عبّاس بوزجانى در شمار رياضىدانان و در طبقهء دانشمندان فلكى و صاحب كتاب ما يحتاج اليه العمال و الكتاب من صناعة الحساب و كتاب تفسير و كتاب الخوارزمى فى الجبر و المقابله و كتاب البراهين على القضايا و كتاب الكامل و كتاب معرفة الدائرة من الفلك و غير اينها و متوفّى 376 و ابو ذر بوزجانى از مشايخ طريقت بدان منسوبند . و از ابو ذر است : يعرفنا من كان من جنسنا * و سائر الناس لنا منكرون نيز از اوست : تو به علم ازل مرا ديدى * ديدى آنگه به عيب بخريدى تو به علم آن و من به عيب همان * ردّ مكن آنچه خود پسنديدى بوسنجانى : با ضمّ باى ابجد و سكون واو و فتح سين بىنقطه منسوب است بر خلاف قياس به بوسنج و آن قريهاى است از توابع ترمذ « 2 » و به ورق بوسنجانى ( كه كشّى در ذيل ترجمت فضل ابن شاذان حكايتى آورده كه دليل بر جلالت اوست ) به آن منسوب است . بوشنجى : با ضمّ باى ابجد و سكون واو و فتح شين نقطهدار منسوب است به بوشنج معرّب پوشنك كه قريهاى است از توابع هرات و جمعى از اعلام و دانشمندان ازآنجا برخاستهاند ، از جمله : مختار بن عبد الملك بوشنجى در طبقهء اديبان و صاحب كتاب وفيات الشيوخ و متوفّى 536 . و از جمله : حسين بن احمد بن مغيره و بوشنجى در شمار افاضل و صاحب كتاب عمل السلطان . و از جمله : صدر الدّين ابن خطيب پوشنگى معروف به ابن خطيب از شعراى با نام ملك فخر الدّين بن ركن الدّين بن شمس الدّين آل كرّت كه هفده سال در دربار آن پادشاه ستايشگرى كرد و ربيعى تخلّص كرد « 3 » و به فرمان آن پادشاه منظومهاى به بحر متقارب به سبك فردوسى به نام « كرّتنامه » در تاريخ خاندان « كرّت » به رشته كشيد امّا در پايان براى خيانتى كه با ملك فخر الدّين كرد گرفتار گرديد و همان پادشاه او را در قلعهء خيسار زندان كرد و پوشنگى در آن قلعه منظومهاى به نام « كارنامه » ساخت و از اشعار او جز كمى بر جاى نمانده است و در سال 702 درگذشت .
--> ( 1 ) - بوزجان : شهر كيست بر سر راه نيشابور به هرات ، مسافت آن تا نيشابور چهار منزل و تا هرات شش منزل مىباشد ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 294 ؛ معجم البلدان : 1 / 507 ) . ( 2 ) - ترمذ : شهرى است در ماوراءالنهر قديم در نزديكى ساحل رود جيحون كه امروز جزو جمهورى تاجيكستان است ( لغتنامه / دهخدا : 15 / 621 ) . ( 3 ) - ابن خطيب پوشنگى شاعر توانا بناى پوشنگ را به هوشنگ نسبت مىدهد و در توصيف آن مىگويد : شنيدم ز دانشپژوهى به راز * كه بد موبد و بخرد و كارساز كه هوشنگ بوشنگ را ساخته است * چو خرّم بهشتش بر آراسته است -