سيد على اكبر برقعى قمى

64

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

بريد : با ضمّ باى ابجد و فتح راى بىنقطه و سكون يا و در آخر دال نام جمعى است ، از جمله : بريد بن معاويهء عجلى از ثقات اصحاب امام صادق عليه السّلام و متوفّى 150 و بريدة با زيادتى « تا » در آخر آن نام بريدة بن خصيب خزاعى صحابى است متوفّى 33 و دور نيست كه صاعد بن محمّد بن صاعد بريدى اندلسى صاحب كتاب معيار المعانى و كتاب نهج الصواب به دو منسوب باشد چنان‌كه اوس بن عبد اللّه بريدى از محدّثان عامّه به دو منسوب است . برير : با ضمّ باى ابجد و فتح راى بىنقطه و سكون يا و در آخر راى بىنقطه مصغّر بر ، به معنى نيكوكار و برير به معنى نيكوكارك و آن نام جمعى است ، از جمله : برير بن خضير همدانى از ثقات تابعين و از اشراف كوفه و صاحب كتاب القضاء و الاحكام و از شهيدان كربلا . بريك : ضبط اين كلمه در ذيل ترجمت برفطى گذشت . بريه : با ضمّ باى ابجد و فتح راى بىنقطه و سكون يا و در آخرها مصغّر ابراهيم است بر خلاف قياس و آن نام بريه عبادى حيرى است از اصحاب امام صادق عليه السّلام . و بريهة با زيادتى « تا » در آخر آن نيز علم است . بزّار : با فتح باى ابجد و فتح و تشديد زاى نقطه‌دار و در آخر راى بىنقطه فروشندهء هر بزرى است و بخصوص فروشندهء بزركتان و آن لقب جمعى است ، از جمله : ابو بكر احمد بن عمر بصرى بزّار از حفّاظ عامّه و صاحب مسند كبير و همانند احمد بن حنبل و متوفّى 292 . بزّاز : با دو زاى نقطه‌دار بر وزن بزّار جامه‌فروش را گويند و بز به معنى هر جامه نيست بلكه جامهء كتان و يا جامهء پنبه‌اى را « بز » گويند بنابراين بزّاز در لغت به معنى فروشندهء خصوص آن دو جامه است . بارى بزّاز لقب حسين بن عقيل بن محمّد بن عبد المنعم بن هاشم بزّاز واسطى قرشى است در طبقهء اديبان و شاعران و محدّثان و متوفّى 471 و اين ابيات در صفت وداع ( پايان ديدار ) از اوست : و لما حدا البين المشتّ بشملنا * و لم يبق الّا ان تثار الايانق و لم نستطع عند الوداع تصبرا * و قد غالنا دمع عن الوجد ناطق وقفنا لتوديع فكادت نفوسنا * لاجسادنا قبل الوداع تفارق فباك لما يلقاه من فقد الفه * و شاك له قلب به الوجد عالق و ابن بزّاز كنيت مشهور درويش توكّلى ابن اسماعيل بن حاج توكّلى اردبيلى است از اديبان و كاتبان و از مريدان شيخ صفى الدّين اردبيلى و پسرش صدر الدّين موسى و از همين راه كتابى در ترجمت شيخ صفى الدّين و به حقيقت چنان‌كه از نام آن پيداست در مناقب وى به نام اسس المواهب السنية فى مناقب الصفويّة پرداخته است و اين كتاب به نام صفوة الصفا مشهور است . بزاعى : با ضمّ باى ابجد و فتح زاى نقطه‌دار و كسر عين بىنقطه منسوب است به بزاعه و آن قريه‌اى است از اعمال حلب و چند تن از شاعران نيكوپرداز ازآنجا برخاسته‌اند ، از جمله : ابو خليفه يحيى بن خليفهء تنوخى بزاعى معروف به ابن فرس .