سيد على اكبر برقعى قمى
56
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
بر عربان فضيلت داد و كتابى در آن باره نوشت به نام كتاب فضل العجم على العرب و افتخارها و از شعوبيان است و اين فرقه در برابر حزب عربى كه عرب را بر همهء نژادها برترى داد ، قيام كرد و داستانى دراز دارد و در ذيل لفظ « شعوبى » در همين كتاب اشارتى به آن مىكنم . بارى ابن بختكان در علم كلام كتابها پرداخت و هم ديوان رسائل نوشت . و بايد دانست كه بختكان و خلكان و عبدكان و مانندهاى اينها الفاظ فارسى هستند كه عربان آنها را تعريب كرده و بهصورت عربى در آوردهاند و دربارهء خلكان و عبدكان به جاى خود سخن كنم امّا « بختگان » مركّب از دو كلمهء فارسى است كه هر دو را معرّب كردهاند پخته و گان با كاف فارسى . و قياس در جمع الفاظى كه با هاى غير ملفوظ ختم شود در زبان فارسى اين است كه « ها » را بيفكنند و به جاى آن « كاف » فارسى گذارند مانند : رفتگان ، ديدگان ، شيفتگان ، بختگان « 1 » و حتّى گاهى در جمع الفاظ عربى كه مختوم به هاء باشند همان عمل را كنند و اين كار قسمى از تفريس باشد مانند سفلكان و قحبكان در جمع سفله و قحبه كه هر دو لفظ عربى است و پخته هر چيز رسيده را گويند در برابر خام كه نارس هر چيز باشد و « پخته » را در مورد كسى كه تجربت اندوخته و به غايت آزموده باشد به عاريت به كار برند و « پختگان » را در مورد كسانى كه چنان باشند و جمع را در فارسى علم و يا لقب كنند مانند خواجگان امّا كم نه بسيار . بختويه : با فتح باى ابجد و سكون خاى نقطهدار و تاى قرشت و فتح واو و سكون ياى حطّى و هاى هوّز مركّب از دو كلمه و گذشت كه « ويه » كلمهء تحسين است يعنى چه نيكوبخت ! و ابن بختويه كنيت عبد اللّه بن عيسى بن بختويه واسطى است كه در شمار طبيبان و خطيبان بوده است و صاحب كتاب كنز الاطبّاء و كتاب الفصد الى معرفة الفصد ، سال وفاتش دانسته نيست . بخشى : با فتح باى ابجد و سكون خاى نقطهدار و كسر شين لقب احمد بخشى است كه جدّ خاندانى بوده در حلب و از آن دودمان دانشمندان و فضلايى ظهور كردهاند كه به « بخشى » معروفند ، از جمله : حسن بن عبد اللّه بن محمّد بخشى حلبى از علماى افاضل و از ادباى شعرپرداز و صاحب كتاب بهجة الاخبار فى شرح حلية المختار و كتاب النور الجلى فى النسب الشريف النبوى و قصيده عقود الآداب و شرح آن به نام تنقيح الالباب فى حل عقود الآداب و ديوان شعر و متوفّى 1190 . بدران : با فتح باى ابجد و سكون دال بىنقطه نام بدران بن شريف بن ابى الفتح علوى حسينى موسوى نسّابهء اصفهانى است صاحب كتاب المطالب فى مناقب ابى طالب . و بدران تثنيه بدر است به معنى دو ماه تمام كه با همان صورت نام گرديده است همچنانكه بدور كه جمع آن است نام باشد . بديل : با فتح باى ابجد و كسر دال بىنقطه بر وزن امير به معنى جايگير نام جمعى است و بديل بر وزن زبير به معنى جاىگيرك نام
--> ( 1 ) - بختگان يا درياچهء نيريز واقع در پنجاه كيلومترى شرق شيراز و بيش از 1500 متر از سطح دريا ارتفاع دارد . هنگام تابستان قطعات نمك بر روى آن شناور است . مهمترين رودى كه وارد اين درياچه مىشود رود كر ( كورش ) مىباشد ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 246 ) .