سيد على اكبر برقعى قمى

52

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

يا سادتى هذه روحى نودعكم إذ * كان لا الصبر يسليها و لا الجزع قد كنت اطمع فى روحى الحياة لها * فالآن اذ بنتم لم يبق لى طمع لا عذب الله روحى بالبقاء فما * اظنها بعدكم بالعيش ينتفع بتّانى : با فتح باى ابجد و تشديد تاى قرشت منسوب است به بتّان كه نام ناحيّتى است از حرّان « 1 » و ابو عبد اللّه محمّد بن جابر بن سنان بتّانى در شمار منجّمان و فلكيان و صاحب تصانيف از جمله : كتاب معرفة مطالع البروج و كتاب چهار مقالهء بطلميوس و زيج صابى و متوفّى 317 بدان منسوب است . بتّى : با فتح باى ابجد و تشديد تاء منسوب است به بت به معنى طيلسان و آن جامه‌اى است از خز و يا پوست و يا پشم كه بر دوش اندازند و بتّى لقب ابو الحسن احمد بن علىّ بتّى است كه در طبقهء كاتبان و مترسّلان و شاعران و خوشنويسان و مؤلّفان است و صاحب كتاب الفخرى و كتاب العميدى و كتاب القادرى و متوفّى 403 و شريف رضى موسوى در مرثيت او اشعارى گفت كه مطلعش اين است : ما للهموم كانها نار * على قلبى تشب و شريف مرتضى نيز او را به قصيدتى مرثيت گفت كه مطلعش اين است : عرج على الدار مغبرا جوانبها * فاسئل بها عجلا عن ساكن الدار و اين دو مرثيت نشان عظمت مقام بتّى است در شعر و ادب . بجدد : با ضمّ باى ابجد و سكون جيم بر وزن هدهد نام پدر ثوبان صحابى است و ثوبان ، زرخريد پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بود و ازآن‌پس كه او را آزاد كرد به او گفت : « خواهى با خاندانت باش و خواهى با من » . گفت : « خواهم با تو باشم » . و نزد پيغمبر ماند و در سال 54 درگذشت . بجره : با ضمّ باى ابجد و سكون جيم بر وزن حجره به معنى ناف باشد و آن نام جمعى است ، از جمله : نام پدر اسلم بن بجرهء صحابى . بجلى : با فتح باى ابجد و تخفيف جيم ساكن منسوب است به بجله كه پدر قبيله‌اى است و با فتح با و جيم منسوب است به بجيلة بن ثمار بن ارش كه پدر قبيله ديگرى است در يمن و از قبيلهء دوّم است ابان بن عثمان بن احمر بجلى از اصحاب امام صادق عليه السّلام . و كشّى ابان را از آن شش كس دانسته است كه اماميّه بر صحّت رواياتش متّفق‌اند و پنج كس ديگر : جميل بن درّاج و عبد اللّه بن مسكان و عبد اللّه بن بكير و حماد بن عيسى و حماد بن عثمان باشند . بجير : با ضمّ باى ابجد و فتح جيم و سكون ياى حطّى مصغّر بجره است و آن نام جمعى از صحابه است .

--> ( 1 ) - حرّان : به فتح اوّل و تشديد ، شهرى قديمى است در جزيره در جنوب اورفه در ساحل نهر جلاب كه امروز به‌صورت قريهء خرابى ديده مىشود و مورّخان رومى اين شهر را « كاره » نام مىبرند . در اوايل اسلام ، اين شهر معمور بود و جمعى از مشاهير از آن برخاسته‌اند و برخى از حكما و اطبّاى آن خود را « صابى » معرفى كردند و نيز اكثر مترجمان كتب فلسفى و طبّى عرب از مردم حرّان بودند ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 475 ) .