سيد على اكبر برقعى قمى
40
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
ألهانى : با فتح همزه و سكون لام منسوب است به الهان و آن پدر تيرهاى است در عرب به نام الهان بن مالك بن زيد و عبد اللّه بن عمرو بن زيد الهانى صحابى به دو منسوب است . و نيز نام شهرى است در يمن . و نيز نام موضعى است نزديك مدينه كه خاصّ بنى قريظه بوده است و ندانستم ابو عبد اللّه احمد بن عمران بن سلامهء الهانى نحوى و لغوى و شاعر و معروف به اخفش به يكى از آن دو موضع و يا به قبيله منسوب است و اين الهانى بيشتر اشعارش در مدايح اهل بيت عليهم السّلام است و اين دو بيت از اوست : انّ بنى فاطمة الميمونة * الطيّبين الاكرمين الطينة ربيعنا فى السنة الملعونة * كلّهم كالروضة المهتونة إلياس : با كسر همزه و سكون لام نامى است بيگانه در زبان عرب و عربان آن را از بيگانگان گرفته و معرّب كردهاند و آن نام يكى از پيغمبران است و نام جمعى از محدّثان . أمامه : با ضمّ همزه بر وزن گشاده به معنى سيصد شتر است و هم ، نام چندين زن از شناختگان عرب ، از جمله : امامه دختر ابى العاص بن ربيع بن عبد العزّى بن عبد مناف كه مادرش زينب دختر پيغمبر صلى اللّه عليه و آله بود و امير المؤمنين عليه السّلام پس از وفات فاطمهء زهرا عليها السّلام او را به زنى گرفت و ابو امامه كنيت زياد بن سلمى بن عبد القيس عبدى است معروف به زياد الاعجم از شعراى نيكوپرداز عرب و متوفّى در حدود 100 . و او را از جهت لكنتى كه در زبان داشت اعجم گفتند . و نيز ابو امامهء كنيت صدى بن عجلان صحابى است معروف به ابو امامه باهلى و او آخرين كسى است از اصحاب پيغمبر كه در شام سال 86 درگذشت و ابن عبد البرّ در استيعاب وفات او را در شهر حمص نوشته است . « 1 » أميرك : با فتح همزه و كسر ميم و فتح راى بىنقطه لقب سديد الدّين محمود بن ابى المحاسن است از افاضل علما و كاف آن كاف تصغير است به معنى فرماندهك كه در آخر لفظ امير عربى درآوردهاند . أميركا : همان اميرك است با افزودن الف اطلاق در آخر آن و آن لقب زين الدّين محمّد بن ابى جعفر فقيه قزوينى است در شمار فقيهان و صالحان . أميمه « 2 » : با ضمّ همزه و فتح هر دو ميم و سكون يا و در آخر ها ، نام زنى است از معاشيق عرب و ابو اميمه كنيت جندل صحابى است .
--> ( 1 ) - و نيز با همين ضبط نام چند تن از زنان معروف و شاعر در كتب تاريخ و تراجم ثبتشده بدين قرار است : الف - امامه : دختر حمزة بن عبد المطّلب هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم از عمرهء قضا برمىگشت ، امامه پيش آمد و از گور پدرش پرسيد . امامه ( بنت عبد المطّلب ) دختر ربيعة بن حارث بن عبد المطّلب از زنان معاصر پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله بود كه به جدّش نسبت داده شد . ب - امامه : دختر قرط بن خنساء بن عبيد بن عدى ابن غنم كعب بن سلمهء انصارى همسر يزيد بن قبطى از زنان معاصر پيامبر اكرم بود كه اسلام آورد و بيعت كرد . ج - امامه : زن جرير بن عطيّهء خطفى شاعر معروف عرب . د - امامه : دختر ذى الاصبع از زنان شاعر عرب ( لغتنامه / دهخدا : 8 / 145 و 146 ) . ( 2 ) - اميمه : مصغّر امّ به معنى مادر كوچك جمع امائم . و نيز اميمه نام عدّهاى از زنان صحابى است ، از آن جمله : اميمه بنت عبد المطّلب بن هاشم عمّهء رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم ( لغتنامه / دهخدا : 8 / 244 ) .