سيد على اكبر برقعى قمى
24
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
و نام پدر بسر « 1 » بن ارطاة كه از سران سپاه معاويه بود و از كسانى است كه در راه پيشرفت مقصود معاويه از سر انگشتانش خونها چكيد . « 2 » ارغيانى : با فتح همزه و سكون راى بىنقطه و كسر غين نقطهدار منسوب است به ارغيان و آن نام ناحيّتى است در نيشابور و ابو الفتح سهل بن احمد بن علىّ ارغيانى از فقيهان شافعى و متوفّى 499 بدان منسوب است . أرقط : با فتح همزه و سكون راى بىنقطه و فتح قاف نرينه را گويند كه بر بدنش نقطههاى سياه و سفيد باشد و مادينه را كه چنان باشد رقطاء گويند . و ارقط لقب محمّد بن عبد اللّه بن علىّ بن الحسين زين العابدين است كه امّ سلمه بنت امام محمّد باقر عليه السّلام در قيد نكاح او بود . و نيز ارقط لقب حميد بن مالك است از شاعران عرب . و او را ارقط از اين روى گفتند كه در چهرهاش آثارى رقطهمانند بود . أرمنازى : با فتح همزه و سكون راى بىنقطه و فتح ميم منسوب است به ارمناز و آن نام شهركيست قديمى به گفتهء ياقوت در نواحى حلب ، و نيز قريهاى است در شام . و تقيّه دختر ابو الفرج غيث بن علىّ سلمى ارمنازى از زنان سخنسنج و نظمآوران نيكوقريحت و متوفّى 579 به ارمناز شام منسوب است . أرمنى : با فتح همزه و سكون راى بىنقطه منسوب است به ارمن و آن نام قبيلهاى است از قبايل روم ، و نيز نام قبيلهاى است از قبايل ترك و جمعى از محدّثان و راويان به آنها نسبت رسانند . و نيز ارمن « 3 » كشورى است به نام ارمنيه و ارمنستان و در نسبت ارمنى و ارمنستانى آيد . ارموى : با ضمّ همزه و سكون راى بىنقطه منسوب است به ارميه كه شهرى است در آذربايجان و همان اروميهء معروف است « 4 » كه كنون نام آن را شهرضا كردند و سراج الدّين محمود بن ابو بكر احمد ارموى از افاضل محقّقان و صاحب كتاب مطالع در منطق و تحصيل در اصول فقه و متوفّى 682 به
--> ( 1 ) - بسر : به ضمّ اوّل و سكون سين . ( 2 ) - ارطاة نيز نام ابن المنذر بن الاسود الحمصى السكونى مكنّى به ابى عدى از محدّثين كه در سال 162 درگذشته است ( لغتنامه / دهخدا : 5 / 1854 ) . ( 3 ) - ارمن - ارمنيه - ارمينيه : ناحيهاى است در آسياى غربى از شمال به گرجستان و از مشرق به بحر خزر و از جنوب به درّهء علياى دجله و از مغرب به درّهء فرات غربى يا قرهسو محدود است . ارمنستان نجدى است كوهستانى و گودترين نقطه آن درياچهء وان مىباشد . ارمنستان در دورهء قبل از اسلام مدّتها جزو ايران و گاه جزو امپراتورى روم محسوب مىشد ، بعدها مستقلّ گرديد و به سه بخش بين عثمانى ، روسيه و ايران تقسيم شد . از 1918 تا 1921 م . مجددا استقلال يافت و سپس قسمتى از آن تحت تسلّط تركان و قسمتى تحت تسلّط روسها در آمد و قسمت شمالى روسيه جمهورى و پايتخت آن اريوان است ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 124 ) . ( 4 ) - ارميه : اروميّه مركز آذربايجان غربى است در كنار درياچه چيچست كه در زمان رضا شاه به رضائيّه نامگذارى شد . مساحت درياچه 35 هزار كيلومتر مربّع و كف آن 1200 متر از سطح دريا بلندتر و عمق متوسّط آن 6 متر است و فاقد ماهى و موجودات زنده مىباشد . و آنگونه كه پزشكان روسى آزمايش كردهاند لجن آن براى دردهاى مفصلى و استخوانى مفيد است . مؤلّف مرآة البلدان گويد : « در قديم شهر ارميه را طبارما مىخواندهاند » . ( فرهنگ فارسى / معين : 5 / 127 ؛ لغتنامه / دهخدا : 5 / 1909 و 1928 ) .