سيد على اكبر برقعى قمى

20

راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )

صحابى است كه او را « فارس » رسول اللّه گفتند و در سال ششم هجرت شهيد شد و اخرمة به زيادتى تا در آخر نام اخرمة بن اخرم صحابى است . أخسيكتى : با همزهء مفتوح و خاى نقطه‌دار ساكن و سين بىنقطهء مكسور و يا و كاف ساكن منسوب است به اخسيكت « 1 » كه شهرى است در ماوراءالنهر و ابو رشاد احمد بن محمّد بن قاسم اخسيكتى ملقّب به ذو الفضائل و مؤلّف كتاب التاريخ و زوائدى بر شرح سقط الزند و متوفّى 528 بدان منسوب است . إخشيد : با همزهء مكسور و خاى نقطه‌دار ساكن بر وزن اكسير ، لقب ملوك فرغانه است به معنى ملك الملوك ( شاهنشاه ) چونان كه « كسرى » لقب شاهان عجم و « قيصر » لقب شاهان روم و « هرقل » لقب شاهان شام و « خاقان » لقب شاهان ترك و « نجاشى » لقب شاهان حبشه و « تبع » لقب شاهان يمن بوده است . و « اخشيد » به‌خصوص لقب محمّد ابن طغج « 2 » بن جف « 3 » است از فرزندان ملوك فرغانه « 4 » كه به سلطنت مصر و حجاز و شام رسيد و از الراضى بالله خليفهء عبّاسى لقب « إخشيد » را گرفت و در سال 334 در دمشق بمرد و اخشيدى لقب ابو الحسن علىّ بن عيسى رمّانى است و در رمّانى باز ذكرش بيايد . أخطب : با همزه مفتوح و خاى نقطه‌دار ساكن و فتح طاى حطّى و در آخر با ، كسى را گويند كه نيكوتر پند سرايد و رساتر سخن كند و آن لقب ابو المؤيّد موفّق بن احمد خوارزمى است در طبقهء خطيبان و شاعران و محدّثان و اديبان و شاگرد زمخشرى و مؤلّف كتاب المناقب معروف به « مناقب خوارزمى » و متوفّى 568 . أخطل : با سكون خاى نقطه‌دار و فتح طاى حطّى كسى را گويند كه سخن ناسخته بسيار گويد و يا در رأيش خطا رود و يا سفيه و كم‌خرد باشد و آن لقب ابو مالك غياث بن غوث تغلبى است كه كيش نصارا داشت و بر نظم شعر توانا بود و نزد خلفاى اموى ، منزلت و مكانتى داشت و عبد الملك بن مروان او را شاعر بنى اميّه خواند . و اخطل در كژ كردن راه مردم به كنيسه ( پرستشگاه نصارى ) بر مبلّغان مسيحى پيش‌افتاده آنجا كه گفته است : ان من يدخل الكنيسة يوما * يلق فيها جأذرا و ظباء

--> ( 1 ) - اخسيكث : با ثاى مثلث نيز آمده . مؤلّف معجم البلدان گويد : « شهرى به ماوراءالنهر بر ساحل شهر شاش ( چاچ ) و امروز به نام تاشكند معروف و اثير الدّين اخسيكتى شاعر نامدار قرن ششم بدان منسوب است . نشأت او در بلاد مشرق ايران بوده و پس از زوال دولت سنجرى و هجوم غزان ، از آن سامان به عراق روى آورد و در همدان به خدمت ركن الدّين ارسلان بن طغرل برسيد و در عراق ميان شاعران آن سامان مشهور شد و علاوه بر سلطان سلجوقى اتابكان آذربايجان ، ايلدگز و فرزندان او محمّد جهان پهلوان و قزل ارسلان را نيز مدح گفت و در اواخر عمر گوشه‌گيرى اختيار كرد و در بين سالهاى 577 تا 579 درگذشت . و اين رباعى از اوست : بر ما رقم خطاپرستى همه هست * ناكامى و عشق و تنگ‌دستى همه هست بااين‌همه در ميانه مقصود تويى * جاى گله نيست چون تو هستى همه هست » . ( تاريخ ادبيات / دكتر صفا : 2 / 707 ) . ( 2 ) - طغج : بر وزن ترك . ( 3 ) - جف : با جيم نقطه‌دار مضموم بر وزن در . ( 4 ) - فرغانه : بر وزن دندانه ايالتى است مشهور در تركستان روس ( مؤلّف ) .