سيد على اكبر برقعى قمى
135
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
جذيمه : با فتح اوّل بر وزن سفينه نام جذيمة ابن مالك بن فهم از مشاهير ملوك حيره است كه به جذيمة الأبرش مشهور و ملقّب است . جراب الدوله : به كسر اوّل به معنى انبان ظرفى كه توشه در آن كنند و دولت به معنى گردش زمانه است و بخصوص در گردشى كه به فيروزى و اقبال كند و از همين روى است كه گويند دولت بر فلان روى كرد و با همان مناسبت است كه القاب ركن الدوله و عماد الدوله و عضد الدوله و فخر الدوله نهادهاند . و جراب الدوله لقب ابو العبّاس احمد بن محمّد سجستانى است از نوادر بذلهگويان و ظريفان و در روزگار المقتدر باللّه عبّاسى بود و به مناسبت افتخارى كه شاهان ديالمه به القاب دولت كردند وى نيز لقب خود را جراب الدوله نهاد يعنى انبان گردش روزگار به نيكى و نيز او را ريح ( باد ) لقب دادند و ندانستم ازچهروى او را باد گفتند و جراب الدوله تار نواخت و پيشهء او تارزنى بود و كتاب ترويح الارواح و مفتاح السرور و الافراح پرداختهء اوست . ياقوت گفته : « مانند آن كتاب در فنّ خود هيچ تصنيف نشده است » . و ابن نديم گفته كه : « آن كتاب بزرگى است و شامل فنون » . جرّاح : با فتح اوّل و تشديد راى بىنقطه كسى كه زخمها را درمان كند و آن از اعلام متعارفه است كه جاى وصف نشسته است و دودمان جرّاح در شمار وزيران و كاتبان و مترسّلان چند تن از خلفاى عبّاسى بودهاند ، از جمله : داود ابن جرّاح كاتب ديوان المستعين باللّه عبّاسى و صاحب كتاب اخبار الكتاب و كتاب الرسائل و كتاب التاريخ و فرزندش ابو عبد اللّه محمّد بن داود جرّاح وزير عبد اللّه بن معتزّ در روز خلافتش . ابن نديم گفته : « در روزگارى كه وى زيست فاضلتر از او ديده نشد و به خطّ خود فراوان كتاب نوشت و هرچه نوشت به اصلاح آن پرداخت و ابو الحسن بن فرات از وى بيمى در دل داشت و به كشتنش اشارت كرد و او را كشتند » . و از اوست : كتاب الورقة فى اخبار الشعراء و كتاب الشعر و الشعراء و كتاب من سمّى من الشعراء عمرو فى الجاهليّة و الاسلام و كتاب الوزراء و كتاب الاربعة و فرزندزادهاش ابو الحسن علىّ ابن عيسى بن داود بن جرّاح وزير المقتدر باللّه در شمار مفسّران و فقيهان و مترسّلان و صاحب كتاب معانى القرآن و تفسيره و كتاب جامع الدعاء و كتاب الكتّاب ( كاتبان ) و كتاب سياسة المملكة و كتاب سيرة الخلفاء و متوفّى 334 و فرزندش ابو القاسم عيسى بن على . ابن نديم گفته : « وى يگانهء روزگار خود در منطق و علوم ديرين بود » . و كتابى در لغت فارسى پرداخت و برادرش عبد الرحمن ابن عيسى بن داود بن جرّاح وزير المتقى و در شمار كاتبان و فاضلان و صاحب كتاب سيرة اهل الخراج و اخبارهم و انسابهم فى القديم و الحديث و كتاب التاريخ و كتاب الخراج . و بايد دانست كه جرّاح وصف ابو عبيده صحابى معروف نيست بلكه جرّاح نام جدّ او است و نامش عامر بن عبد اللّه بن جرّاح است « 1 » و ابو عبيده و ابو بكر و عمر
--> ( 1 ) - ابو عبيده عامر بن عبد اللّه بن جرّاح از سرداران معروف سپاه اسلام و از ياران رسول خدا بود و پس از خالد : بن وليد به سردارى سپاه اسلام در شام برگزيده شد و در واقعهء طاعون عمواس در سال هجدهم هجرى درگذشت ( لغتنامه / دهخدا : 3 / 620 ) .