سيد على اكبر برقعى قمى
126
راهنماى دانشوران در ضبط نامها ، نسبها و نسبتها ( فارسي )
جامى اين نظم حسن گر بفرستد سوى فارس * حافظش نام نهد خسرو شيرين سخنان جامى در سال 898 در هرات درگذشت و هشتاد و يك سال در جهان بزيست . و نيز از آن بخش است شيخ احمد جامى معروف به ژندهپيل و در ژندهپيل بيايد . و نيز از اين بخش است عبد اللّه هاتفى جامى خواهرزادهء نور الدّين عبد الرحمن جامى كه در خرجرد ( كه يكى از قراى جام است ) از مادر بزاد . وى نيز در شمار شاعران تواناست و پنج مثنوى نظم كرد به نام ظفرنامهء تيمورى و هفت منظر و ليلى و مجنون و شيرين و خسرو و اسماعيلنامه در غزوات شاه اسماعيل صفوى و در سال 927 درگذشت . جبّايى : با ضمّ اوّل و تشديد باى ابجد منسوب است به جبّا و آن قريهاى است در نهروان و قريهاى است نزديك هيت و قريهاى است در خوزستان و از اين قريهء اخير است ابو على محمّد ابن عبد الوهاب بن سلام بن خالد بن حمران بن ابان جبّايى و فرزندش ابو هاشم عبد السلام بن محمّد جبّايى در شمار متكلّمان و هر دو از رؤساى فرقهء معتزلهاند ، امّا ابو على در سال 235 از مادر بزاد و در بصره علم كلام آموخت و به زودى از نشيب شاگردى به فراز استادى رسيد و از جمله شاگردانش ابو الحسن اشعرى است كه پس از فراگرفتن علم كلام از راه استاد روى برتافت و خود راهى جداگانه رفت و مؤسّس فرقهء اشاعره گرديد و ابو على در سال 303 در بغداد از جهان برفت و امّا ابو هاشم عبد السلام بيش از پدرش اعتبار يافت و فزونتر در فنّ كلام تحقيقات كرد و گروهى تحقيقات او را قلّادهوار بر گردن آويختند و در نتيجه ابو هاشم پيشواى فرقه گرديد كه سپس به نام فرقهء بهشميّه « 1 » معروف گشت و كتابها پرداخت ، از جمله : كتاب الجامع الكبير و كتاب الجامع الصغير و كتاب الابواب الكبير و كتاب الابواب الصغير و كتاب الانسان و كتاب المسائل العسكريّات و كتاب النقض على ارسطاطاليس فى الكون و الفساد و كتاب الطبائع و النقض على القائلين بها و كتاب العوض . ابن نديم گفته كه : « ابو هاشم زيرك و باهوش و تيزفهم و آفريدگار كلام بود و در سال 321 در بغداد درگذشت و در همان روز ابن دريد نيز از جهان برفت و مردم گفتند امروز كلام و لغت درگذشتند » . و ابن دريد پيشواى لغويان بود چونان ابو هاشم كه پيشواى متكلّمان . « 2 »
--> ( 1 ) - بهشميّه : با ضمّ اوّل و سكون هاى هوّز و كسر شين نقطهدار مخفّف ابو هاشميّه است منسوب به ابو هاشم ( مؤلّف ) . ( 2 ) - و نيز ابو منصور جبّايى از علماى لغت و معاصر با ابن سيناست و در مجلس علاء الدوله مشاجرهاى بين او و شيخ بر سر لغت درگرفت ( لغتنامه / دهخدا : 16 / 171 ) . و نيز جبّاييّه فرقهاى از معتزله اصحاب ابو على جبّايى . گروهى از طايفهء معتزله و ياران ابو على جبّايىاند كه گويند ارادهء خداوندى را محلّ نيست و بارى تعالى متكلّم است به كلامى كه آن كلام را در جسم مىآفريند و بندگان در روز جزا خداى را ديدار نكنند و بنده ، آفرينندهء كردار و فعل خود باشد و مرتكبين گناهان كبيره نه مؤمناند نه كافر ، در دوزخ جاويدان بمانند اگر بدون توبه از دنيا رفته باشند و اوليا داراى كرامات نيستند ، بر خداى تعالى واجب است كه هريك از بندگان به حدّ تكليف رسيد خرد او را به حدّ كمال رساند و لطف خود را از او دريغ نفرمايد ( لغتنامه / دهخدا : 16 / 171 ) .