سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
668
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
تعقيبات مىپرداخت و سپس با مردم ملاقات مىكرد و مدت دو ساعت به ملاقات و سؤال و جواب و كمك به ارباب حاجت مىپرداخت و سپس به قسمت اندرون خانه مىرفت و در كتابخانه مطالعه مىكرد و تا ساعت سه بعد از ظهر به مطالعه ، تصنيف و تأليف و تدريس مىپرداخت و بعد از نماز مغرب و جماعت دوباره به مباحثه مىپرداخت و در ماه محرم و صفر در مجالس شركت مىكرد و در ماه رمضان نيز امام جماعت بود . محفل قصيدهخوانى ناصر الملّة يك آموزشگاه بود . در اين جلسات استادان داخل و خارج شهر شركت مىكردند و قصيده مىخواندند و مورد تقدير قرار مىگرفتند . وى خود نيز به رفع اشكالات مىپرداخت و قصيدهسرايان را مورد تشويق قرار مىداد و شعراى ممتاز با القاب نيكو سرافراز مىشدند . عزيز و محشر در اين جلسات « لسان الهند و شاهر اهل البيت » لقب گرفتند و دفترى بزرگ از اشعار عربى و فارسى و اردو در اين جلسات جمعآورى شد . مولانا ناصر حسين پيوسته در راه دين خدمت مىكرد و به اصلاح جامعه و از بين بردن رسوم باطل و ترويج علوم دين و بناى مساجد و مدارس و اقامهء نماز و تشكيل مجالس و بيان مسايل و آداب و تحرير و فتاوا و احترام و محبت به علما مىپرداخت . در زمان مولانا علماى بزرگى مانند آقا حسن قدوة العلماء ، نجم الحسن نجم الملّة و ناصر الملّة با تعاون ساير علما جماعتى را به نام « جماعت صدر الصدور » تشكيل دادند كه اين مجتمع به اتحاد ملى و ارتقاى فرهنگى و نظم و ضبط امور مىپرداخت . نظر علما انجام فرائض دينى و احكام الهى بود ، آنان براى مقام حكومت راه را هموار نمىكردند ، درحالىكه افراد فرصتطلب از همين راه به وكالت و وزارت مىرسيدند و صاحب مقام مىشدند و مردم را فراموش مىكردند . بههرحال ، « انجمن صدر الصدور » براى اتحاد ملى تأسيس شده بود و غير علما از آن احساس خطر مىكردند و از علما تقاضاهايى داشتند كه از نظر شرع ، درست نبود در نتيجه علما جدا شدند و جماعتى جديد به نام « كنفرانس شيعه » تأسيس كردند . در تأسيس اين جلسات وجود ناصر الملّه مفيد بود زيرا بر تمام امور تسلط داشت و كارها بنا بر رأى نهايى و صوابديد او انجام مىگرفت . مولانا ابو الكلام در تعزيتنامهء خود نوشته است : امروز عالم اسلام از شخصيتى محروم شده كه در علم بىنظير و در سياست بىمثال بود » . وقتى در سال 1916 م به او خطاب « شمس العلماء » داده شد ، استاندار به مولانا چنين نوشت : « اعزاز دنيوى براى حضرات علما بسيار بىارزش است اما اعزاز دنيوى هم چيزى است كه پادشاه دنيا مىتواند بدهد ، از اينكه جناب نائب السلطنه به شما خطاب شمس العلماء داده من با