سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

650

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

من ، گفتار بهاء الدّين محمد است . شيخ عبد العزيز گفت : من بر نوشته‌هاى بهاء الدّين بيست و دو مورد اعتراض كرده‌ام . موسوى خان گفت : فهم شما فقط تا حروف تهجى بيش نيست . شيخ گفت : شما شيعه هستيد و شيعه بيهوده‌گويى مىكند سبب چيست ؟ وى با صداى بلند خنديد و گفت : اين سؤال را رقاصان لاهور يا مخنّثان كرده بودند و اكنون شما مىپرسيد ! او سرانجام در سال 1101 ه ق درگذشت . مقبول احمد ، حاجى 1287 ه ق / 1870 م 1340 ه ق / 1921 م مولانا حاجى مقبول احمد بن غضنفر على بن مراد على از افاضل معروف دهلى و خطيبى بسيار بزرگ بود . در سال 1870 م به دنيا آمد و در ايام شيرخوارگى آغوش مادر و در سن هفت‌سالگى سايهء پدر را از دست داد . پيرجى حفيظ اللّه برادر بزرگش او را بزرگ كرد . وى در آن زمان در پانىپت زندگى مىكرد و مقبول احمد تا كلاس هفتم درس خواند آنگاه به دهلى رفت و وارد دبيرستان انگليسى زبان عربىزبان شد ، ميرزا احمد بيگ تحت تأثير هوش فوق‌العادهء او قرار گرفت و از وى سرپرستى به عمل آورد و مانند فرزند خود او را تربيت كرد . مقبول احمد هم با زحمت و مشقت درس خواند و در سال 1885 م دورهء متوسطه را گذراند و در سال 1886 م با تحقيق شخصى خود به شيعه گراييد و چون اين موضوع علنى گشت در مسجد جامع دهلى ، افراد را به مناظره دعوت كرد . در سال 1887 م به دريافت ديپلم و در سال 1889 م به دريافت فوق ديپلم نايل آمد و در امتحانات در ايالت پنجاب شاگرد اول شد و علوم دينى را نزد مولانا سيد آفتاب حسين كسب كرد . بعد از فوق ديپلم ازدواج كرد و به علت مسئوليتهاى خانوادگى به جاى تعليم به تصنيف و تأليف و نيز به سخنرانى پرداخت . در همان زمان به علوم عربى و طب روى آورد و نيز از لحاظ خطابت اشتهار يافت . مدتى در مدرسهء اثناعشريه تدريس مىكرد . راجه سيد باقر عليخان والى ايالت پندراول و ميركوتا در سال 1894 م به دهلى آمد و گروه منتظمين مدرسه به ملاقات راجه آمدند و در ميان آن گروه مولانا مقبول احمد راجه را بسيار تحت تأثير قرار داد و راجه او را براى سمت منشى مخصوص خود انتخاب كرد . راجه در سال 1902 م درگذشت و سپس مولانا به دهلى بازگشت . در دهلى به فكر تأسيس درمانگاه افتاد ولى سرمايهء كافى براى اين كار جمع‌آورى نشد .