سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
65
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
رسيد ، سيد نقى او را به همراه خود براى زيارت به كربلا برد . هنگامى كه به حرم حضرت امام حسين عليه السّلام داخل شد ، حاجى سيد مهدى ، خادم حرم او را ناراحت كرد . سيد نقى ضريح مقدس را به دست گرفت و از او شكايت كرد ، آنگاه به محل اقامت خود بازگشت . حاجى مهدى ، خادم حرم بامدادان نزد ابو الحسن آمد درحالىكه از عمل گذشتهء خود بسيار نادم و پشيمان شده بود و بناى عذرخواهى گذاشت و گفت كه امام حسين را در خواب ديدم ، فرمودند كه تو فرزندم را اذيت كردى ، برو و معذرت بخواه . سيد نقى گفت : اين خواب را پيش علما بازگو كن و بنويس تا تو را معاف كنم . چنانچه آن نوشته با گواهى و مهر شيخ مرتضى انصارى و حجة الاسلام ميرزا على نقى موجود است . وى دروس معقول را در محضر مولوى سيد حسين ساكن محلهء احاطه كمال جمال ، و مولوى محمد نعيم فرنگى محل و فقه و اصول را نزد تاج العلماء على محمد و مفتى محمد عباس تمام كرد و از تاج العلماء اجازهء اجتهاد گرفت . با مطالعه و بررسى كتابش اسعاف المأمول ، علماى عراق : حجة الاسلام حاج شيخ حسين مازندرانى ، آقاى سيد حسين شهرستانى و ديگر علماى بزرگ ، ضمن صدور اجازهء اجتهاد ، به فضل و كمال وى اعتراف كردند . حدود سال 1266 ه ق همراه با پدر خود به عراق رفت و بعد از دوسه سال به حج مشرف شد . در جدّه با شيخ يحيى امام جمعهء شيراز دربارهء مسألهاى از معالم اصول مباحثه كرد . در اسعاف المأمول به چند خواب خود اشاره كرده است : 1 - در كربلاى معلا خواب ديدم كه در مسجدى دو قبر است و روى آنها چادرى سياه كشيده شده ، روبروى آن دو قبر شخص بزرگوارى با عمامهء سياه به حالت تشهد در محراب نشسته و شمعى نيز روشن است و با هر دو دست قرآن مجيد را تا مقابل صورت بالا برده گويى تلاوت مىكند . از حاضران نامش را پرسيدم ، معلوم شد كه امام حسين عليه السّلام است . جلو رفتم . تا آن زمان شخصى را با چنان چهرهء زيبايى نديده بودم . صورتم را به طرف ايشان گرداندم و دوزانو نشستم و دو دست را بر زمين قرار دادم و سر را بالا بردم و ايشان را زيارت كردم و مرخص شدم . 2 - در بهاوى ، بلوك جونپور ، كتاب « اسعاف المأمول » را مىنوشتم . شبى در خواب ديدم كه در كوفه هستم . در آنجا دو خانهء بزرگ ساخته شده بود : يكى براى امام حسن عليه السّلام و ديگرى براى امام حسين عليه السّلام . امام حسين عليه السّلام حاكم وقت هستند و در خانهء خود قضاوت مىكنند . يك نفر يهودى هم از من شكايت دارد . او مراسم علمبردارى را منع مىكند . من با چند نفر هندى در آنجا حاضر شدم و نزد ايشان نشستم و بر دست حضرت بوسه دادم . حضرت عمامهء سياهى بر سر