سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

608

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

ايالت بنارس ( هند ) بود . وى خود در مفتاح الشفاء نوشته است كه مادرم قبل از تولد من ، حضرت امام حسين عليه السّلام را در خواب ديده بود كه مىفرمود پسرى كه از تو به دنيا خواهد آمد زنده مىماند . من هفت‌ماهه به دنيا آمدم و بسيار ضعيف و نحيف بودم به‌طورى كه مادرم بسيار گريه مىكرد و به آن حضرت مىگفت : شما فرموده بوديد كه اين پسر زنده خواهد ماند . ديرى نگذشت كه آن مرحومه دوباره خواب ديد كه بزرگوارى مىگويد : اين بچه زنده خواهد ماند . مادرم به او گفت كه من چطور باور كنم ؟ مگر شما امام حسين عليه السّلام هستيد ؟ او گفت امام حسين عليه السّلام فرموده‌اند و دليل آن اين است كه خط كف اين كودك بسيار طويل است و آن نشانهء طول عمر اوست . هنگامى كه بيدار شد ، ديد كه خط كف دستم بسيار بلند است . وى مىنويسد كه من به تب و ورم كبد و درد كليه مبتلا شدم و بدين خاطر از تندرستى خود نااميد بودم ، هرچند عموى بزرگوارم مرحوم مولوى سيد على حسين مرا نصيحت مىكرد و دلدارى مىداد ، شبى در خواب ديدم كه امام رضا عليه السّلام به خانهء من تشريف آورده‌اند ، سنگى روى زمين قرار گرفت ، روى آن جلوس فرمودند . من از تختخواب برخاستم و حاضر به خدمت شدم و نزد حضرت نشستم . ديدم حضرت چيزى مىنويسند . بعد از تمام كردن ، سه نسخه را به من عنايت كردند و به من فرمودند : يكى براى رفع اين بيمارى است ( دومى را فراموش كردم ) و اما دربارهء نسخهء سوّم فرمودند : اين نسخه براى قوّت است . آن‌گاه از خواب بيدار شدم و نسخه‌ها را در بستر خواب جستجو كردم ، ولى چيزى نديدم . اين خواب را به تندرستى تعبير كردم و از همان روز حالم بهتر شد ، بعد از سه چهار روز با مرحوم مير مظهر على ملاقات كردم . وى گفت كه من چند بار به خانهء شما براى ملاقات آمدم ، اما نتوانستم شما را ببينم . من گفتم كه به من اطلاع ندادند . وى گفت من امام رضا عليه السّلام را در خواب ديدم ، فرمودند كه فلان دعا را ، كه من آن را فراموش كردم ، براى سيد محمد مرتضى بخوان ، از شنيدن اين سخن تعجب كردم ، سپس خواب خود را برايش گفتم . بعد از خواب هر نوع دوا را كه مىخورم با نام شريف امام رضا عليه السّلام شروع مىكنم . بر حاشيهء همان كتاب نوشته شده است : در آخر شب سيزدهم يا چهاردهم ، شب چهارشنبه يا پنجشنبه ماه ذيحجّه 1313 ه ق در خواب ديدم كه نامه‌اى طولانى از حضرت امام صاحب الزمان ( عج ) به نام من آمده و من آن را

--> - است كه او نوهء سيد امير على بوده است .