سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

582

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

در جونپور مقام علمى داشت به‌طورى كه او را جانشين سيد غلام مصطفى بن مير علامه محمد حفيظ مىدانستند . هر دو شخص در فيض‌آباد با يكديگر ملاقات كردند . قاضى سيد غلام مرتضى او را به خلوت برد و تا مدت زيادى با او صحبت كرد و خوشحال بيرون آمد و به مردم

--> ( ديوگامى ، شاگرد ملا عبد الرشيد مؤلف رشيديه ) به دريافت مدارك علمى نايل آمد و حكومت دهلى او را به سمت قاضى منصوب كرد . وى در 22 جمادى الاولى 1040 ه . ق درگذشت . 0 ملا محمد صادق بن مفتى ابو البقا ، بعد از تحصيل علم در نزد پدر و اساتيد معاصر ، تربيت‌كنندهء شاهزاده بهادر شاه شد . پدرش بر شرحهاى ملا جامى و ملا قطبى ، و پسرش بر شرحهاى زنجانى و شرح مائة عاملى حواشى نوشتند . 0 ملا محمد باقى بن ابو البقاء ، شاگرد ملا محمود جونپورى بود و در رياضى و حكمت شهرت داشت . آداب باقيه و نيز شرح بر شريفيه و ابحاث باقيه بر مناظره رشيديه را به فارسى نوشت و در 20 ربيع الثانى 1086 ه ق درگذشت . 0 مفتى سيد مبارك بن ابو البقا كه نقش نگينش « مبارك را بقا از ذات باقى است » ، بود . در الله‌آباد تحصيل علم كرد و به دهلى رفت و بعد از دريافت مدرك افتاء به عنوان مفتى جونپور به وطن بازگشت و خانقاهى در محلهء مفتى جونپور بنا كرد و در بالاى در نوشت : « المصطفى مدينة العلم و على بابها » و در 20 رمضان 1098 م درگذشت . 0 ملا محمد حفيظ ؛ شاگرد عموى خود سيد مبارك و فردى صوفىمنش بود . عالمگير شاه او را به دهلى خواست و او به دهلى رفت ، اما همه چيز را گذاشته و دل‌شكسته به وطن خود بازگشت و در 22 شوال 1128 ه ق درگذشت . 0 مولوى محمد راجى نوهء ملا محمد حفيظ ، عالم جليل و فردى فقيه بود و « افقه الفقهاء » ناميده مىشود و به تدريس اشتغال داشت ، وى در 17 ربيع الاول 1183 ه ق درگذشت و در فيض‌آباد به خاك سپرده شد . 0 قاضى خوب اللّه نبيرهء ملا محمد حفيظ ، يك‌صد حديث را حفظ كرد و قاضى الله‌آباد بود . 0 نواب شجاع الدوله به الله‌آباد آمد و با خوب اللّه ملاقات كرد . نواب پرسيد : نام شما چيست ؟ پاسخ داد : خوب اللّه . نواب پرسيد : خوب فارسى و اللّه عربى ، اين چه نوع تركيب است ؟ وى پاسخ داد كه براى نام ، معنى لازم نيست . شجاع الدوله گفت : قاضى و نام بىمعنا ؟ قاضى گفت : وقتى اين نام را گذاشته بودند ، من قاضى نبودم . نواب لبخند زد و با او معانقه كرد .