سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

531

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

شد . آقا ابو در شب جمعه 7 صفر 1290 ه ق خواب ديگرى ديد كه مولانا جعفر در حجره‌اش نشسته و به ظاهر چهارماهه است و در دستش يك رقعهء فارسى است ، از او پرسيد كه معنى كلمهء « شعله » چيست ؟ كودك جواب داد : به وسيلهء آن لباس مىسوزد . سپس پرسيد كه در اين رقعه لغت خامه چيست ؟ جواب داد : به وسيلهء آن چيزى نوشته مىشود . وى در شگفت ماند و با خود گفت تعبير اين خواب اين است كه اين كودك بسيار باهوش خواهد شد و در كودكى به درجهء اجتهاد خواهد رسيد . مولانا همين‌كه به سن درك و شعور رسيد علوم معقول و منقول را در نزد مولانا حبيب حيدر و مولانا شيخ تفضل حسين فراگرفت و در سن سيزده‌سالگى به عراق رفت . مولانا ابو در سال 1303 ه ق براى چهارمين بار براى زيارت به عراق رفت و محمد جعفر را نيز همراه خود به نجف برد و در آنجا به خدمت آقاى شريعت آية اللّه فتح اللّه شيرازى كه از علماى بزرگ بود ، رسيد و مولانا محمد جعفر در محضر وى به كسب فيض پرداخت و چون آقاى شريعت احساس كرد كه او در فراگرفتن علوم بسيار باهوش و لايق است ، بنابراين اجازه داد كه در درس خارج حاضر شود و به بحث و مباحثه بپردازد . مولانا هم به درس خارج حاضر مىشد ، اما تندرستى خود را از دست داد و با وجود معالجه در نجف و كربلا و سامره روز بروز بيمارى او شدت مىيافت ، ناچار به لكنهو آمد و بعد از هشت روز در 8 شعبان 1310 ه ق درگذشت و در حسينيهء سيد تقى به خاك سپرده شد . وى در سن نوجوانى اشعار عربى مىسرود و ديوانى از شعر فراهم كرده بود . محمد جعفر زيدى 1328 ه ق / 1910 م 1400 ه ق / 1980 م مولانا حاج سيد محمد جعفر زيدى بن محمد عباس ( به گفتهء سيد محمد فقير برادر جوانترش ) در سال 1910 م در ميمن بلوك بجنور يوپى هند متولد شد و از همان كودكى فردى ساكت و صبور و در عين حال با ذكاوت و دانش دوست بود . بعد از تحصيلات ابتدايى در خانهء خود ، وارد كالج منصبيهء بيروت شد و در نزد مولانا يوسف حسين و استادان معاصرش به تحصيلات خود ادامه داد و مدارك تحصيلى را به دست آورد . بعد از فراغت از تحصيلات به نقاط مختلف رفت و با به عهده گرفتن امامت جمعه و جماعت به تبليغ دين پرداخت و در حدود سال 1956 م به لاهور آمد و در مسجد جامع شيعه