سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

424

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

نويسنده ، از يك طرف سخنرانى خوش‌بيان و از طرف ديگر مصنفى لايق بود ، و كتابهاى متعدد و با ارزشى به زبانهاى اردو و انگليسى نوشت . « چراغى در طوفان » كه دربارهء شرح حال چند تن از بزرگان است برندهء جايزهء پنج هزار روپيه از طرف حكومت هند شده است . خواجه در ماه ذيقعده 1391 ه ق / 19 دسامبر 1971 م وفات يافت . تصانيف ديگر او به شرح زير است : مقاله‌اى براى اخذ مدرك تربيت معلم ، تحت عنوان « تمايل تعليم جديد در غرب » ؛ تشكيل سيرت قومى ؛ تحريك تعليمى علىگره ؛ مفهوم حقيقى تمدن ؛ اصول تعليم ؛ تعليم اسلامى در هندوستان ؛ آموزشگاه مستقل ؛ يك مرد درويش ( شرح زندگى پدرش ) ، شرح حال ؛ بنيانهاى جديد تعليم ؛ نجىّ ، تعزيت نامه‌اى مختصر كه خواجه به مناسبت وفات زن پسر عم خود خواجه احمد عباس فرزند خواجه غلام السبطين نوشته است . نام آن زن مجتبايى خاتون معروف به نجى و دختر صديقه ، خالهء مرحوم خواجه بود . صديقه دختر مولوى اخلاق حسين و نوهء مولانا حالى بود . خواجه فردى اديب ، فاضل و سخنران و همچنين بسيار خوش‌اخلاق و مهربان و متواضع بود ، بااين‌كه چندين سال در اروپا زندگى مىكرد و در هندوستان نيز با طبقات اشراف رابطه داشت ، ولى بشدّت پايبند و علاقه‌مند به مذهب بود و هميشه از جنگ و جدال و دسيسه و گروه‌گرايى دورى مىجست ، شمرده شمرده حرف مىزد و گفتارش شيرين و جالب بود ، در نوشته و گفتارش به كسى آزار نمىرساند و نسبت به همه خوش‌رفتار و مهربان بود . غلام عباس 1260 ه ق / 1844 م 1334 ه ق / 1915 م مولانا سيد غلام عباس بن نجف حسين در رسول‌پور ، بخش پلول بلوك گورگانوه در سال 1260 ه ق مطابق با 1844 م به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى را در منزل خود فراگرفت و در سن شانزده‌سالگى مولانا سيد حامد حسين فردوس مآب او را همراه خود به لكنهو برد و مدت دوازده سال وى را تحت تعليم خود قرار داد . او با مولانا ناصر حسين همدرس بود و بعد از اتمام تحصيلات متوسطه با كسب اجازه بنا به دستور استادش براى تبليغ امور دينى به مولتان رفت و در نزديك مسجد شاه‌گرديز سكوت گزيد و به فعاليتهاى دينى پرداخت . در سال 1308 ه ق / 1890 م او را به عنوان استاد به كالج دولتى حيدرآباد دكن دعوت كردند و پس از گذشت سالها يعنى در سال 1322 ه ق از حيدرآباد به قصد حج و زيارت به مدينهء