سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
364
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
سياسى بودند . در اين خاندان تعداد زيادى از علما وجود داشتند . سيد على نزد دايى خود علاء الدوله سمنانى به كسب علم پرداخت و قرآن مجيد را نيز حفظ كرد . همراه با يادگيرى علوم و فنون مختلف از مراحل سلوك گذشت ، بعدها در حلقهء تلمذ و ارادت شيخ تقى الدّين ابو البركات على دوستى ( درگذشته به سال 733 يا 734 ه ق ) داخل شد و منازل صفاى باطن را طى كرد . خود شاه همدان مىگفت كه « سه بار از مشرق تا به مغرب سفر كردم . » وى در آن هنگام بيست و يك سال داشت و در سال 753 ه ق ازدواج كرد و در همدان سكونت گزيد ، اما در سال 773 ه ق به بدخشان و ختلان رفت و شايد در ماه ربيع الاول 774 ه ق به مناطق كشمير رفته باشد ، زيرا در كشمير و بلتستان در سال 781 ه ق در تذكرهها ذكر وى ديده مىشود . اوج سياست تيمور و اهميت خاندان سيد على همدانى صحنهء رقابت را به وجود آورد و اين رقابت بعد از سيد على همدانى وجود داشت . روابط شاهرخ ميرزا و سيد محمد نوربخش هم تيره شده بود . در اول ذىالحجّه 786 ه ق در سلك درويشان درآمد و گوشهنشين و سرانجام بيمار شد و در 6 ذيحجّه 787 ه ق / 19 ژانويه 1385 م درگذشت . محل وفاتش مورد اختلاف ولى محل دفن و مزارش در ختلان است ( تاجيكستان فعلى ) . سيد على همدانى و سيد محمد نوربخش هر دو از علماى ايرانى و ارباب صفا بودند و در كشمير خدمات تبليغى اين دو بزرگوار فراوان است بهطورى كه ذكر نام آن دو در تذكرهء علماى شبه قارهء هند ضرورى به نظر رسيد . تصوف و تشيع : تصوف معرفتى است كه هيچگاه در شريعت اسلامى جاى خود را در ابواب و مباحث آن به عنوان موضوع پيدا نكرده است . اسلام از نظر ظاهر و باطن ، تزكيهء نفس و پايبندى به واجبات و محرمات نظامى آنچنان معتدل دارد كه در آن ترك دنيا ، ترك لذات ، ترك معاشرت ، و چلهنشينى و گوشهنشينى و پوشيدن خرقه اهميتى ندارد . « تقوا » در قرآن و حديث همان عمل رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و طريقهء سلف صالحين و انبيا و ائمه عليهم السّلام است كه مهمترين حكم است و آن به ترك تعلقات نيست ، بلكه براساس اداى حقوق اللّه و حقوق العباد استوار است . اگر تصوف مترادف تقوا باشد ، بدون شك مذهب شيعه بزرگترين طرفدار آن است . تصوف معرفتى عملى است و مفهوم آن رياضت ، هدايت مرشد ، توجه قطب و بيعت پير است و داراى اصول و مكتب جداگانهاى است و گفته شده است كه راهى بهسوى كشف و شهود و وسيلهء رسيدن به عشق حقيقى از طريق عشق مجازى است . تصوف را در مقابل شريعت ، با نام