سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

36

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

مولانا در لاهور براى بالا بردن سطح فكرى مردم فعاليتهاى فراوانى كرده است و علاوه بر اين كه عضو بسيار فعال و مورد اعتماد انجمن پنجاب بوده ، پيشرو فعال و انقلابى نظم و نثر زمان خود به شمار مىرفته است . وى با افكارى روشن از روشهاى گذشته انتقاد مىكرد و پيوسته خواهان نوآورى بود ، طرز نگارش جديد را وارد زبان اردو كرد و كتابهاى ابتدايى تا مراحل دانشگاهى را آماده كرد ، اشعارى نيز به سبك جديد مىسرود و در ضمن اين كارها سياست انگليسيها را از نزديك مورد بررسى قرار مىداد و از برترىطلبى آنان احساس ناراحتى مىكرد . انگليسيها مىگفتند كه در شعر و شاعرى اردو غير از صحبت گل و بلبل چيزى ديگر نيست و اين ما بوديم كه به شعر اردو روح دميديم . آزاد ادعاى آنان را به باد تمسخر گرفت و مشغول تأليف و تدوين شرح حال و آثار شعرا شد و در مدت ده سال كتاب « آب حيات » خود را كامل كرد و خدمات عظيم ادبى شعراى زبان اردو را علىرغم تمايلات انگليسيها آشكار ساخت و به اين ترتيب ادبيات اردو و سنتهاى ادبى را حيات بخشيد . مولانا علىرغم خواسته‌هاى انگليسيها كتابى تحت عنوان « دربار اكبرى » تأليف كرد و به تحصيلكرده‌هاى جديد يادآور شد كه اكبر شاه ، قيصر هند ، از ملكه ويكتوريا بزرگتر بود و در دوران حكومتش علم ، صنعت ، هنر ، دانش و سياست پيشرفت كرد و دانشمندانى بزرگ پديد آمدند كه انگليسها در برابر آنها خاموش خواهند بود . آزاد با افكارى روشن و سياست خاص به انگليسيها پاسخ دندان‌شكن مىداد و شهرتى عام به دست آورد و انگليسيها در برابر نفوذ فكرى او نتوانستند كارى انجام دهند . شهرت مولانا بيشتر به سبب خدمات ادبى او به زبانهاى اردو و فارسى بود . من نوشته‌هاى او را دربارهء شمس بازغه ، اسفار ، حكمة العين ، شرح ملا صدرا ، مير باقر داماد ، فلسفهء هند و تصوف اسلامى و يادداشتهاى بىشمار ملاحظه كرده‌ام . از ميان كتابهايى كه مطالعه مىكرد شرائع الاسلام ، شرح لمعه ، شرح تجريد ، كتب حديث و تفسير و تاريخ ائمه قابل ذكر است . كتابخانهء او علاوه بر كتب علوم مختلف ، اغلب شامل كتب شيعى بود . ذخاير اين كتابخانه بعد از سفر دوم او به ايران افزايش يافت ، زيرا در اين سفر با علما و ادبا ملاقات كرده آثار باارزشى را به همراه خود آورده بود . مولانا با علوم باطنى و رياضت نيز آشنايى داشت و به علّت داشتن مشاغل فراوان و رنجهاى بسيار به اختلالات ذهنى گرفتار شد . دكتر لائتز ، پيوسته در پى آزار وى بود و سرانجام هم‌زمان با اختلالات ذهنى او كه دكتر لائتز باعث شده بود ، در سال 1889 م حواس خود را از دست داد و از