سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

18

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

حمايت مىكردند ، عبارت بودند از : سلمان فارسى ، ابو ذر غفارى ، مقداد ، عمار ياسر ، مالك اشتر ، محمّد بن ابى بكر ، حجر بن عدى ، جابر بن عبد اللّه انصارى ، ابو ايوب انصارى ، خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و قبس بن عباده رضوان اللّه عليهم . حكومت مدينه روز به روز تقويت مىشد و حضرت على عليه السّلام همراه با حاميان خود ، طبق برنامه‌هاى صلح ، خدماتى براى اسلام و مسلمانان انجام مىدادند كه شايستهء جانشين پيامبر بود . آن حضرت براى اتحاد و نجات اسلام ، از ريختن خون و ايجاد دودستگى جلوگيرى مىكرده و اظهاراتش در كمال آگاهى بوده است . او مىگفت : عمل من عمل رسول خداست . از هنگام تولد همراه آن حضرت بوده‌ام ، او سرانجام در آغوش من جان سپرد . مسلمانان نيز ادعاى وى را نمىتوانستند رد كنند . به‌هرحال فتوحات اسلامى رو به گسترش گذاشت و مدينه از لحاظ ثروت و توانايى نظامى به اوج خود رسيد ، در نتيجه مردم مدينه به نقاط ديگر كوچ كردند ، دشمنان ديرينهء اسلام ، بخصوص خاندان اميه و افراد سياسى و فرصت‌طلب در صحنه ظاهر شدند و بتدريج در امور مملكتى دخالت كردند و سرانجام حكومت مركزى را در اختيار گرفتند . ابو سفيان و خاندانش ، بنى اميه و طرفدارانش كه خويشاوندان خودشان را در جنگ با على عليه السّلام از دست داده بودند ، درصدد انتقامجويى برآمدند تا آنجا كه فرصت را مغتنم شمرده در مناطق شام و حجاز به كسب قدرت پرداختند . هنگامى كه خاندان بنى اميه با كمك دولت ، تبليغات را شروع كرده بودند اوضاع رو به وخامت گذاشت ، به على عليه السّلام و طرفداران وى افترا بستند . در همين حال بر ضد خليفه ( عثمان ) اغتشاشاتى رخ داد تا آنجا كه منجر به قتل وى شد . با قتل عثمان مردم عرب و مسلمانان مكه و مدينه و نيز اصحاب و تابعين و ديگران به پا خاستند و حضرت على عليه السّلام را مجبور كردند كه حق از دست رفتهء خود را بگيرد و بر مسند خلافت تكيه زند . اين افراد از سران عرب و نيز از اصحاب رسول خدا به حساب مىآمدند و مورد احترام بودند . على عليه السّلام همهء آنان را از اوضاع آگاه ساخت ، ولى مردم به سبب اشتباهات گذشته‌شان حاضر نبودند كه معاذير آن حضرت را بپذيرند . على عليه السّلام بناچار خلافت را پذيرفت و آن حضرت در نهج البلاغة سبب پذيرفتن خلافت را بيان كرده و گفته است كه اگر خدا از علما تعهد نگرفته بود تا در مقابل ظلم ظالمان و گرسنگى گرسنگان سكوت نكنند ، من اين دفعه هم مسئوليت را نپذيرفته به حال گذشته رها مىكردم . در سالهاى قبل از خلافت على عليه السّلام هنگامى كه حكومت ، آشكارا بر خلاف سنت رسول صلّى اللّه عليه و آله